دلنوشته دنیز خلوصی برای عمویش

 

12523124_921942094585749_2681476030130062116_n

دلنوشته دنیز خلوصی برای عمویش

“واحد خلوصی”

  • واحد خلوصی شهروند بهایی فعال دانشجویی و مدنی، صبحگاه ۲۲/۶/۱۳۹۴ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و جهت اجرای حکم ۵ سال حبس به زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید.

    این فعال حقوق بشر در تاریخ ۲۶ مردادماه ۱۳۹۰ و در پی دریافت احضاریهٔ کتبی و مراجعه به شعبه سوم دادسرای اوین بازداشت و مدت ۲۱ روز را در بند ۲-الف سپاه در زندان اوین به سر برد.

    این شهروند بهایی در خردادماه ۱۳۹۰ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تأیید شد.

    اتهامات وی اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، عضویت و فعالیت موثر در جامعه بهایی و تبلیغ گسترده آن، عضویت و فعالیت موثر در کمیته حق تحصیل وابسته به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی عنوان شده بود.

“خيالت راحت باشد…
روزى ميرسد كه حتى پرندگان هم به يك لحظه از آزادىِ انسان غبطه مى خورند.

خيالت راحت باشد…
روزى ميرسد كه نگاه همه ى مردم پر از عشق
مى شود.

خيالت راحت…
روزهايى در راه اند كه هيچ كس قلم در دست نميگيرد و به جوهر اشك آغشته اش نميكند و دلنوشته نمى نويسد.

قرار است فصل ها پشت سرهم بى حضورت بروند و در راه خيره شوند به اشك هايى كه هميشه بر گونه ام جاريست…

قرار است پنج سال طورى براى عمويم درد و دل كنم كه به كسى بر نخورد…

قرار است بترسم از شهريور هايى كه به من دهن كجى ميكنند…

تو حقِ آزادى را براى من عاشقانه با اعتقادت خواستى…نرفتى و ماندى ، ماندنت گواه اعتقادت شد؛
ماندى براى حقّت ، حقّى كه يك قلم آن را از تو گرفت و تو خاموش نماندی .
ميدانى…آن قلم كه حكم حبس تو را نوشت … فرياد سكوتت شد.

پنج سال از جوانيت را گرفتند به جرمِ باورت ، به جرمِ اعتقادت ، به جرمِ صداقتت و به جرمِ عشق والایت … !

مينويسم تا همه بدانند واحدِ قهرمان من، با حبس ، قرار دادى پنج ساله بست، قرار دادى كه قرارِ دلم را گرفت اما هيچ چيز جلوى قرار او با حق را نمی تواند بگيرد.

آرى قهرمان قصه زندگى من….
مى دانم سقف هاى تيره ى آنجا به آسمان روشن اينجا مى ارزد؛ چون براى باورت در آنجا روزگار مى گذرانى. گرچه فرقى نميكند در كدام سمت ميله ها باشى وقتى زیبا ترین باورها را جرم
مى نامند…! “

و بقول حضرت حافظ :
“حريم عشق را درگه بسى بالا تر از عقل است
كسى آن آستان بوسد كه جان در آستين دارد”

دنیز
دی ماه ۹۴

Related posts