بهشت و جهنم از دید یک نفس بهایی

IMG14552825
اهل بهاء با دانشی که از صدها الواح مبارکه بر درک عرفان الهی کسب نموده و می نمایند البته هر نفسی به اندازه توان و بینش خود به حقیقت بهشت که عرفان و ایمان به حق است فائز واز احتجاب و جهل و خرافات و تلقینات که حقیقت آتش(جهنم) باشد واقفند. لذا به نکاتی در چند لوح توجه شمارا معطوف می داریم:
حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
بدانکه شیئی موجود در مقامی توقف ننماید یعنی جمیع اشیاء متحرک است هر شیئی از اشیاء یا رو بنمو است یا رو بدنوّ ، جمیع اشیاء یا از عدم بوجود می آیند و یا از وجود به عدم میروند. مثلا این گل و سنبل یک مدتی از عدم بوجود می آید حال از وجود بعدم میرود این حرکت را حرکت جوهری گویند یعنی طبیعی از کائنات این حرکت منفک نمی شود چه که از مقتضای ذاتی آنست مثل اینکه از مقتضای ذاتی آتش احتراقست. پس ثابت شد که حرکت ملازم وجود است یا رو بسمّو است یا رو بدنوّ پس روح بعد از صعود چون باقیست لابد رو بسمّو است یا رو بدنوّ است در آن عالم عدم سمّو عین دنوّ است ولی از رتبه اش نمیگذرد و دررتبه خودش ترقی دارد .مثلا روح حقیقت پطرس هر چه ترقی کند برتبه حقیقت مسیحی نمیرسد در دائره خودش ترقی دارد چناچه ملاحظه کنید که این جماد هرقدر ترقی کند در رتبه خود ترقی کندمثلا نمیتوانید که این بلوررا بدرجه آری، که بصر پیدا کند این مستحیل است .
از کتاب مفاضات صفحه /176 و قسمتی از صفحه /177

پرسش پنجم از پل صراط و بهشت و دوزخ بوده،
حضرت بهاء اله میفرمایند:
پیمبران براستی آمده اند و راست گفته اند آنچه را پیک یزدان خبر داده پدیدار شده و میشود. عالم بمجازات و مکافات برپا بهشت و دوزخ را خرد و دانائی تصدیق نموده و مینماید چه که وجوداین دو از برای آن دو لازم.
درمقام اول و رتبه اولی بهشت رضای حق است. هر نفسی برضای او فائز شد او از اهل جنت علیا مذکور و محسوب و بعد از عروج روح فائز میشود بانچه که آمه وخامه از ذکرش عاجز است صراط و میزان و همچنین جنت و نار و آنچه در کتب الهی مذکور و مسطور است نزد اصحاب بصر و مردمان منظر از اکبر معلوم و مشهود است.حین ظهور و بروز انوار خورشید معانی کل در یک مقام واقف و حق نطق میفرماید بآنچه اراده میفرماید.هریک از مردمان که بشنیدن آن فائز شد و قبول نمود او از اهل جنت مذکور:
دریای دانش صفحه /69
معانی:
آمه: به معنی دوات که جوهر در آن میریزند
خامه: به معنی قلم(یعنی قلم و جوهر هرچه بنویسد باز در وصف آن عاجز)
منظر اکبر: به معنی جلوه حضرت بهاء الله که سرّ قیامت و حقیقت بهشت باشد

حضرت بهاء الله می فرمایند:
معلوم آن جناب بوده که مقصود ازآفرینش وعرفان حق و لقای آن بوده و خواهد بود چنانچه در جمیع کتب الهیه و صحف متقنه ربانیه من غیر حجاب این مطلب احلی و مقصد اعلی مذکور و واضح است و هر نفسی که به این صبح هدایت و فجر احدیت فائز شد به مقام قرب و وصل که اصل جنت و اعلی الجنان است فائز گردد و به مقام قاب قوسین که ورای سدره منتهی است وارد شد و الا در امکنه بُعد که اصل نار و حقیقت نفی است ساکن بوده و خواهد بود . اگر چه در ظاهر بشراَکراس رفیعه و اعراش منیعه جالس باشد. بلی آن سماء حقیقت قادر و مقتدر که جمیع ناس را از شمال بعد و هوی ، بیمین قرب و لقا رساند.لو شاء الله لیکون الناس امه واحده ولکن مقصود صعود انفس طیبه و جواهر مجرده است که به فطرت اصلیه خود بشاطی بحر اعظم وارد شوند تا طالبان جمال ذوالجلال ، از عاکفان امکنه ضلال و اضلال از یکدیگر مفصول و ممتاز شوند. کذلک قدر الامر من قلم عز منیر.
کتاب دریای دانش صفحه/139 و140
معانی:
صحف متقنه: جمع کتب نازله از آسمان
صبح هدایت: جلوه حضرت بهاء الله که آن را فجر احدیت نامیده اند
قاب قوسین یا رنگین کمان: حقیقت نُه رنگ شمس حقیقت است که در موقع نزول باران در جای مختلف دیده شده و در لو ح بالا می رساند که آن مقام جوهر نوری که در ورای سدره منتهی است که مقام روحانی حضرت بهاء الله در عالم لاهوت باشد
بُعد: به معنی راه شیری است یا ورای عالم تصور به معنی بی نهایت چه در عالم ترقی جه در عالم تنزل

حضرت بهاء الله میفرمایند:
اگر مراتب موحدین و مخلصین و موقنین اقل از سم ابره(سر سوزن) بر اهل عالم ظاهر شود کل موت را بر حیات ترجیح دهند و قصد رفیق اعلی نمایند سبحان الله موت در حُبّش علت حیات ابدی و بقاء سرمدی گردد در زحمت موت راحتها مقدر و در عذابش نعیم باقی مستور هنیئا لمن فاز براهته لا تبدله القرون و لا تغیره الاعصار و موقنین را این نقل مکان سبب ورود در جنت علیاست و علت حصول نعمائی که غیر از حق قادر براحصا آن نبوده و نیست ولکن حکم محکم الهی و قضای مبرم ربانی از برای اشرار نار است و از برای ابرار نور اگر جمیع عالم قلم شود و افلاک و ارض لوح و بحور عالم مداد از شرح مقام موحدین و نعماء مقدره مخصوص ایشان برنیاید.
از کتاب نصوص و الواح درباره بقای روح صفحه /17
معانی:
به نظر حقیر کلمه موحدین ومخلصین قابل تعمق است زیرا موحد کسی ست که به حقیقت خدا و یکتاپرستی فائز شده باشد همه کس نام خدا را میبرد اما بنا به فرموده حضرت عبدالبهاء ذکر میکنند که نام کسی را که نمی شناسند. اما مخلصین به کسانی اطلاق می شود که منقطع از کل ما سوا شده باشد که در عرفان هفت وادی ،وادی پنجم که فقر مطلق باشد.پس مخلص و موحد هر دو به جنت علیا وارد می شوند.
رفیق اعلی: کلمه رفیق به معنی دوست واقعی است و کلمه اعلی میرساند که کلیه مومنین که موحد و مخلص و موقت باشند روح ایمانی دارند وآنها را رفقای جنت علیا گویند.

 

Related posts