دل نوشته نیکا مرکزی فرزند پیام مرکزی شهروند بهائی زندانی(قسمت۳)

89898989

دل نوشته نیکا مرکزی فرزند پیام مرکزی شهروند بهائی زندانی(قسمت۳)

تاريخ را كنار بگذار، جغرافيا مهم تر است…
تو كجايي پدرم!
شنيده ام با خواندن دلنوشته هايم داغت تازه شد.
كاش داغ دلت به سر كساني ميامد كه مسبب اين جدايي بودند.
آنقدر دلت پاك بود كه حتي آهي نكشيدي براي اين ظلم!
بگذار راحت بگويم حال و احوال اين روزهايم را…
ابري است. حتي طوفاني…
سخت است، پدرم، دنيايم، زندگيم، باباي عزيزتر از جانم،
دنياي اين روز هاي من، زندگي من، سخت مي گذرد!
چند ساليست از اين جدايي اجباري گذشته،
نه من به دوري و نبودت “عادت” كردم، و نه تو به سلول تنهايي خودت…
نمي كنيم و نخواهيم كرد.
مگر ميشود چشمان پر از دردت را ديد و عادت كرد؟
مگر مي شود به شيشه هاي تار و ميله هاي سياه بينمان عادت كرد؟
مگر مي شود به نداشتن سايه ات در خانه عادت كرد؟
نمي شود.
هر كس خلاف اين بگويد، البته درد نكشيده پدرم!
كاش يك شب خواب جدايي ببيند و صبح به ياد بياورد كه ديگر داغ دلي را تازه نكند…
نمي ترسم از اينكه كساني را جاهل خطاب كنم!
آنهايي كه براي خود جواز فكر كردن راجع به زندگي و درد دل من و تو را صادر مي كنند!
البته بي انصافيست اگر بي پروا گفت!
شايد “جهلِ بي دردي” واژه مناسبي برايشان باشد!
دردِ من و تو، درد هر كسي نيست..
نيست پدرم! نيست عزيزم…
بگذار تو هم بداني…
اولين يادگاري را كي به من دادي…
اولين باري كه پايم را به آن راهروي سرد جدايي گذاشتم،
زندان هميشه ننگين امير آباد..
چند سالي ميشد چشمان خيس و سرخت را نديده بودم،
اما سرخي آن روز چشمانت از غروب هر روزه اين چند سال هم رنگين تر بود…
وقتي كه گردنبندت كه حلقه مامانم رو همراه داشت در دستانم گذاشتي ، فهميدم كجايم و اولين يادگاريم را گرفته ام…
يادگاري اصلاً چيز خوبي نيست..
خاطره هم بد كوفتي است..
چرا كه به قول صادق خان هدايت “روح آدم را مي خورد و مي تراشد”
بايد گند زد به تمام آنچه مي گويند اسمش “نوستالژي” است.
پدرم، در بزرگراه زندگی ، همواره “راهت” “راحت” نخواهد بود…
هر “چاله ای” “چاره ای” به من آموخت…
فهميدم وقتي نبودنت ضخمي عميق در دلم مي كشد،
يك لحظه ديدنت مرحمي برايش هست..
قربانش شوم، خدايي كه باعث همه اين جدايي هاست،
خود چاره درد خودش را مي داند…
لحظه هايي توي زندگي پيدا ميشن!
كه نمي دوني بايد خوشحال باشي يا ناراحت.
وقتايي كه با ديدن يه جاي خالي..
ته دلتم خالي ميشه!
نمي دوني خوشي يا نه!
اين بدترين حس دنياست كه از حس دنياي خودت مطمئن نباشي…
كاش تو هيچ وقت اينو احساس نكني عمر من!

Related posts