چرا بهایی شدم ( قسمت  ششم )

چرا بهایی شدم قسمت ششم

 

چرا بهایی شدم قسمت ششم
چرا بهایی شدم قسمت ششم

خدا ابدی است و هیچ دین یا کتاب یا پیامبری ابدی نیست ؛ هر زمان که دیانتی یه مذاهب مختلف تقسیم شود و بتدریج علمایی قد علم می کنند  که می خواهند زمام دین  و مذهب را بدست بگیرند و گفتار خود را مساوی با گفتار پیامبر و بعد مساوی با گفتار خدا بدانند دیگر زمان افول آن دین و مذهب فرا رسیده است و در هیچ دیانتی بغیر دیانت بهایی که مقتضای زمان تشکیلاتی را خداوند برای اداره آن نازل کرده است تشکیلاتی نداشته اند و سیستم های فعلی در یهودیت و مسیحیت و اسلامیت دست ساز افکار بشری است ؛

من بهایی شدم چرا که حقیقت ادیان الهی یکیست اما به مرور زمان که حقیقت دین آمیخته با تمایلات بشری می شود و بحدی این آمیختگی زیاد می شود که تمایلات بشری بر حقیقت دین مستولی می شود و دین حقیقی کم رنگ و بتدریج بی رنگ می شود .

درک روح زمان یکی از اساس ادیان الهی است که خداوند بنا به اراده خویش روح زمان را درک می کند و برای نیازهای بشر در طول زمانی تقریبا هزار ساله راهنمایی مبعوث می کند وقتی خداوند شروع و پایان شریعت و دینی را با اراده خویش زمان بندی فرمود بشر هر قدر بخواهد نمی تواند طول شریعت را تداوم دهد چرا که با آمدن کتاب جدید و شریعت جدید و پیامبر جدید گذشته ها نسخ شده و اجرای احکام و تعالیم قبلی هر چند محترم است اما مانع اراده الهی در ابلاغ رسالت و  آیین جدید نیست من بهایی شدم چرا که در بیان بزرگان و متخصصان ادیان گذشته درک نیازهای بشر امروز نه تنها مشاهده نمی شود که مانع رشد و بالندگی و اتحاد و وحدت عالم انسانی شده اند .

قصد ندارم ریز احکام  تعالیمی که امکان اجرای آن نیست را لیست نمایم که همه مردم جهان بخوبی تمامی تعالیم گذشته را که امروز نه تنها فراموش شده اند بلکه با سبک و سیاقی بشری آغشته شده و آنچه اجرا می شود با آنچه خداوند ارسال کرده گاه متضاد هم هستند .

خشونت و نفرتی که حتی علما و روحانیون بزرگ و متخصصان دینی از یکدیگر دارند و همدیگر را لعن و نفرین می کنند و هر یک دیگری را منحرف و کافر خطاب می کند و پیروان دیگری را گمراه تلقی می کند نمی تواند از سرچشمه دینی برآید که بخواهد جهان را اداره کند و وحدت بخشد .

وقتی پیروان یک دین به مذاهبی تقسیم می شوند که بر روی هم شمشیر کشیده و جدیدا با بمب و سلاح های جنگی هزاران نفر را قطعه قطعه می کنند به نظر حقیر نه تنها زمان آن به پایان رسیده بلکه باید با روشن گری و تبلغ شریعت و حقیقت جدید از کشتار ها جلوگیری شود .

زمانی که علما و روحانیون و متخصصان دینی مذهب خویش را انسان و مومن دانسته و دیگر انسانها را نجس و با کثافات برابر می دانند نمی توانیم منکر شویم که این علما و روحانیون و متخصصان دینی از جایگاه خود در حقیقت برای انحراف بشر از خدا سوءاستفاده می کنند .

در مذهبی که از ده متخصص و روحانی و عالم دینی یک سئوال را می پرسی و جواب هایی بسیار متضاد با هم و متضاد با حقیقت دین دریافت می کنی باید درک کنیم که زمان آن دین و مذهب به پایان رسیده است چرا که حقیقت دین واحد است و جواب متعدد ندارد و

من بهایی شدم چرا که پیام صلح  و آشتی را از شریعت بهایی دریافت کردم و مرگ و نفرین و کدورت و برودت را برای بشر نمی خواهد مرا و تمامی ادیان و مذاهب دیگر را دارای حقوق برابر می داند و خداوند را قاضی رفتار ما می داند .

من هم شما را دعوت می کنم تا پیام حضرت بهاءالله را مطالعه کنید و اگر آنرا مطابق روح زمان دانستید به آن ایمان بیاورید ؛انشاءالله


چرا بهایی شدم (بخش اول)

 

چرا بهایی شدم (بخش دوم)

 

چرا بهایی شدم (بخش سوم)

 

چرا بهایی شدم (قسمت چهارم)

 

چرا بهایی شدم ( قسمت پنجم )

 

 

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.