چرا بهایی شدم (بخش سوم)

bakhshe sevemom-768x614

چرا بهایی شدم (بخش سوم)

در جهان امروز آزادی آنهم از نوع بی نهایت و از همه قیود و از همه اعتقادات تقریبا در حال گسترش است من هم مانند همه انسانها بدم نمی اید که گاهی بتوانم از تمام قوانین گذر کنم و ازاد باشم اما وقتی من ازادی بی قید و شرط داشته باشم و طرف دیگر هم بی قید باشد احتمال تصادم و تضاد ایجاد می شود

من در خیابان در هنگام رانندگی نیاز به قوانین دارم باید سرعت ها در برخی مناطق مشخص شود گاهی سرعت کم و گاهی سرعت زیاد باید برخی خیابانها یک طرفه باشد و صدها قوانین دیگر لازم است تا ترافیک و تصادف و ناهنجاری ایجاد نشود

در زندگی هم آئین نامه زندگی لازم است من بهایی شدم چرا که آئین نامه های زیادی را مطالعه کردم قوانین اسلام و مسیحی و یهودی و و دهها مرام و مذهب دیگر

آئین نامه رانندگی توسط انسانها نوشته می شود و مملو از نواقص است اما با همه نواقص بودنش بهتر از نبودن است

اما متاسفانه قوانین و آئین نامه های ادیان و مذاهب توسط برخی علما و بزرگان دین تغییر کرده دهها رساله و آئین نامه احکام و تعالیم در ادیان مختلف توسط انسانهای عادی نوشته شده و بجای قوانین الهی به مردم تحمیل می گردد

من بهایی شدم چرا که حضرت بهاالله و جانشین های ایشان شخصا قوانین را مشخص و معین کردند و سیستمی برای حفاظت ایجاد کردند تا انسانها نتوانند بجای خداوند احکامی را نوشته و پیروان مذاهب را مجبور به تقلید از آن احکام غیر الهی کنند

من بهایی شدم چون در جامعه بهایی برنامه ریزی و هدف گذاری وجود دارد و جامعه برای رشد خود تشکیلات مدون و منظم و مستمر و هماهنگ و جهانی تشکیل داده است

من بهایی شدم نه برای اینکه بخواهم کمک مالی یا فرصت های شغلی برایم فراهم شود من بهایی شدم زیرا بهاییان در سراسر جهان می خواهند به بشریت کمک کنند در اکثر فعالیت های انسانی سهیم هستند و قصد ندارند با این فعالیت ها تبلیغ کنند حتی در هنگام فعالیت ها هرگز مباحث دینی را مطرح نمی کنند

البته قبول دارم برخی افراد بهایی از روی ناآگاهی یا شوق خدمت شاید قصدشان از فعالیت های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نوعی معرفی آئین بهایی باشد اما این روند رو به اصلاح است و همین مهم است که اگر در روش های بهاییان اشتباهی باشد با هم مشورت می کنند و جلسات تامل و بررسی تشکیل داده و اگر اشتباهی حتی در شیوه های تبلیغی یا فعالیت های جامعه وجود داشته باشند یکدیگر را متذکر شده و از ادامه راه اشتباه جلوگیری می شود

بهاییان اعتقاد ندارند انسانهای کامل و بی عیب و نقصی هستند اما می خواهند در جهت کمال گام بردارند

من بهایی شدم چرا که آمارهای جهانی از پاکی و عدم آلودگی کودکان و نوجوانان و جوانان و کل جامعه بهایی در زمینه های مفاسد اجتماعی اعم از مشروبات و مخدرات و فساد و فحشا تقریبا نزدیک به صفر است اما هنوز باید تلاش کرد تا آلودگی های جامعه که بسیار آرایش شده و زیبا و حتی علمی مطرح می شود جامعه بهایی را آلوده نکند

من بهایی شدم چرا که فرزندانم را حال می دانم تنها نیستند و برای آینده ایشان می توانم روی تمام آحاد بهاییان حساب کنم که در تعلیم و تربیت شان کمک می کنند و می دانم فرزندانم به گونه ای خدا را خواهند شناخت که به خدا عشق داشته باشند و از جهنم آتش سوزان و چرک های جاری یا از بهشت حوریان همیشه باکره انتظار ندارند و به دنبال رضای الهی هستند و این رضا را در رضای خلق او می دانند

من بهایی شدم تا به خدا نزدیک شوم و روش ایجاد ارتباط با خداوند در آئین بهایی بسیار جذاب و متعالی است بهاییان اماکنی ایجاد کرده اند که برای دعا و نیایش بروی همه عقاید و اعتقادات باز است کسی را تحقیر نمی کنند و فقط از کسانی که بر علیه خداوند و بر علیه انسانیت مردم علنا تبلیغ می کنند دوری می کنند ولی برای بهبود ادراک این افراد هم دعا می کنند چرا که بهاییان اعتقاد دارند حسن خاتمه مجهول است و هر فردی تا نهایت حیات باید از امتحانات الهی برخوردار باشد تا خود را آزمایش کند و البته بسیاری از بهاییان در برخی امتحانات قبول نمی شوند و جامعه بهایی به ایشان کمک می کند تا اگر در مسیر زندگی درکی درست و آگاهی روحانی ندارند بتوانند با مشورت در جمع و گروه بدون احساس ترس زندگی درست و صحیح را بیاموزند

من بهایی شدم تا بتوانم با زبان روحانی جامعه بهایی با تمام بهاییان جهان ارتباط برقرار کنم در هر جای جهان که باشم به علت وجود تشکیلات بهایی می توانم در جلسات بهایی شرکت کنم و هرگز تنها نیستم

من بهایی شدم تا بتوانم موثر باشم و تنها به خوردن و آشامیدن و خوابیدن زندگی من منحصر نشود البته باز هم می گویم هستند بهاییانی که فقط می خوردند و می نوشند و می خوابند و بقیه زندگی هم فقط به کار و کسب مشغولند و دغدغه دیگران را ندارند اما این عده ملاک من برای شناخت ائین بهایی نیست همان گونه که رفتار غلط و اشتباط بهاییان و مسلمانان و مسیحیان یا یهودیان  را ملاک اصول دین آنان نمی دانم من وظیفه دارم دغدغه مردم جهان را داشته باشم چرا که حضرت بهاالله مرا اینگونه دوست دارد و رضایش این است این درک شخصی من است

من بهایی شدم چرا که تاریخ را خیلی دوست دارم و در تاریخ شاهد هستم که برای شکوفایی ادیان باید بسیاری از پیروان آن دین فداکاری و گذشت و ایثار داشته باشند من می خواهم در اینده تاریخ را بسازم چرا که دیدم خیلی از انسانها تاریخ را متحول کردند

هزاران پادشاه و ثروت مند و قدرتمند در طول تاریخ آمدند و رفتند ولی من مولوی و سعدی و حافظ و فردوسی و صدها نفر را دیدم که برای ایجاد تحول و تغییر خود را تغییر دادند و بعد از تغییر و تحولشان جهان هم متحول شد

می دانم نشیب و فرازهای زیادی در پیش داریم تا جامعه ای بسازیم که در تکامل و رشد و بالندگی نمونه باشد ولی از اینکه بهایی شدم و در این مسیر گام برمی دارم خوشحال هستم

ایران روشن 28/10/1394

 

در جهان امروز آزادی آنهم از نوع بی نهایت و از همه قیود و از همه اعتقادات تقریبا در حال گسترش است من هم مانند همه انسانها بدم نمی اید که گاهی بتوانم از تمام قوانین گذر کنم و ازاد باشم اما وقتی من ازادی بی قید و شرط داشته باشم و طرف دیگر هم بی قید باشد احتمال تصادم و تضاد ایجاد می شود

من در خیابان در هنگام رانندگی نیاز به قوانین دارم باید سرعت ها در برخی مناطق مشخص شود گاهی سرعت کم و گاهی سرعت زیاد باید برخی خیابانها یک طرفه باشد و صدها قوانین دیگر لازم است تا ترافیک و تصادف و ناهنجاری ایجاد نشود

در زندگی هم آئین نامه زندگی لازم است من بهایی شدم چرا که آئین نامه های زیادی را مطالعه کردم قوانین اسلام و مسیحی و یهودی و و دهها مرام و مذهب دیگر

آئین نامه رانندگی توسط انسانها نوشته می شود و مملو از نواقص است اما با همه نواقص بودنش بهتر از نبودن است

اما متاسفانه قوانین و آئین نامه های ادیان و مذاهب توسط برخی علما و بزرگان دین تغییر کرده دهها رساله و آئین نامه احکام و تعالیم در ادیان مختلف توسط انسانهای عادی نوشته شده و بجای قوانین الهی به مردم تحمیل می گردد

من بهایی شدم چرا که حضرت بهاالله و جانشین های ایشان شخصا قوانین را مشخص و معین کردند و سیستمی برای حفاظت ایجاد کردند تا انسانها نتوانند بجای خداوند احکامی را نوشته و پیروان مذاهب را مجبور به تقلید از آن احکام غیر الهی کنند

من بهایی شدم چون در جامعه بهایی برنامه ریزی و هدف گذاری وجود دارد و جامعه برای رشد خود تشکیلات مدون و منظم و مستمر و هماهنگ و جهانی تشکیل داده است

من بهایی شدم نه برای اینکه بخواهم کمک مالی یا فرصت های شغلی برایم فراهم شود من بهایی شدم زیرا بهاییان در سراسر جهان می خواهند به بشریت کمک کنند در اکثر فعالیت های انسانی سهیم هستند و قصد ندارند با این فعالیت ها تبلیغ کنند حتی در هنگام فعالیت ها هرگز مباحث دینی را مطرح نمی کنند

البته قبول دارم برخی افراد بهایی از روی ناآگاهی یا شوق خدمت شاید قصدشان از فعالیت های توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نوعی معرفی آئین بهایی باشد اما این روند رو به اصلاح است و همین مهم است که اگر در روش های بهاییان اشتباهی باشد با هم مشورت می کنند و جلسات تامل و بررسی تشکیل داده و اگر اشتباهی حتی در شیوه های تبلیغی یا فعالیت های جامعه وجود داشته باشند یکدیگر را متذکر شده و از ادامه راه اشتباه جلوگیری می شود

بهاییان اعتقاد ندارند انسانهای کامل و بی عیب و نقصی هستند اما می خواهند در جهت کمال گام بردارند

من بهایی شدم چرا که آمارهای جهانی از پاکی و عدم آلودگی کودکان و نوجوانان و جوانان و کل جامعه بهایی در زمینه های مفاسد اجتماعی اعم از مشروبات و مخدرات و فساد و فحشا تقریبا نزدیک به صفر است اما هنوز باید تلاش کرد تا آلودگی های جامعه که بسیار آرایش شده و زیبا و حتی علمی مطرح می شود جامعه بهایی را آلوده نکند

من بهایی شدم چرا که فرزندانم را حال می دانم تنها نیستند و برای آینده ایشان می توانم روی تمام آحاد بهاییان حساب کنم که در تعلیم و تربیت شان کمک می کنند و می دانم فرزندانم به گونه ای خدا را خواهند شناخت که به خدا عشق داشته باشند و از جهنم آتش سوزان و چرک های جاری یا از بهشت حوریان همیشه باکره انتظار ندارند و به دنبال رضای الهی هستند و این رضا را در رضای خلق او می دانند

من بهایی شدم تا به خدا نزدیک شوم و روش ایجاد ارتباط با خداوند در آئین بهایی بسیار جذاب و متعالی است بهاییان اماکنی ایجاد کرده اند که برای دعا و نیایش بروی همه عقاید و اعتقادات باز است کسی را تحقیر نمی کنند و فقط از کسانی که بر علیه خداوند و بر علیه انسانیت مردم علنا تبلیغ می کنند دوری می کنند ولی برای بهبود ادراک این افراد هم دعا می کنند چرا که بهاییان اعتقاد دارند حسن خاتمه مجهول است و هر فردی تا نهایت حیات باید از امتحانات الهی برخوردار باشد تا خود را آزمایش کند و البته بسیاری از بهاییان در برخی امتحانات قبول نمی شوند و جامعه بهایی به ایشان کمک می کند تا اگر در مسیر زندگی درکی درست و آگاهی روحانی ندارند بتوانند با مشورت در جمع و گروه بدون احساس ترس زندگی درست و صحیح را بیاموزند

من بهایی شدم تا بتوانم با زبان روحانی جامعه بهایی با تمام بهاییان جهان ارتباط برقرار کنم در هر جای جهان که باشم به علت وجود تشکیلات بهایی می توانم در جلسات بهایی شرکت کنم و هرگز تنها نیستم

من بهایی شدم تا بتوانم موثر باشم و تنها به خوردن و آشامیدن و خوابیدن زندگی من منحصر نشود البته باز هم می گویم هستند بهاییانی که فقط می خوردند و می نوشند و می خوابند و بقیه زندگی هم فقط به کار و کسب مشغولند و دغدغه دیگران را ندارند اما این عده ملاک من برای شناخت ائین بهایی نیست همان گونه که رفتار غلط و اشتباط بهاییان و مسلمانان و مسیحیان یا یهودیان  را ملاک اصول دین آنان نمی دانم من وظیفه دارم دغدغه مردم جهان را داشته باشم چرا که حضرت بهاالله مرا اینگونه دوست دارد و رضایش این است این درک شخصی من است

من بهایی شدم چرا که تاریخ را خیلی دوست دارم و در تاریخ شاهد هستم که برای شکوفایی ادیان باید بسیاری از پیروان آن دین فداکاری و گذشت و ایثار داشته باشند من می خواهم در اینده تاریخ را بسازم چرا که دیدم خیلی از انسانها تاریخ را متحول کردند

هزاران پادشاه و ثروت مند و قدرتمند در طول تاریخ آمدند و رفتند ولی من مولوی و سعدی و حافظ و فردوسی و صدها نفر را دیدم که برای ایجاد تحول و تغییر خود را تغییر دادند و بعد از تغییر و تحولشان جهان هم متحول شد

می دانم نشیب و فرازهای زیادی در پیش داریم تا جامعه ای بسازیم که در تکامل و رشد و بالندگی نمونه باشد ولی از اینکه بهایی شدم و در این مسیر گام برمی دارم خوشحال هستم

ایران روشن 28/10/1394

 

Related posts