چرا بهایی شدم با ذکر چند خبر

چرا بهایی شدم
چرا بهایی شدم
چرا بهایی شدم با ذکر چند خبر

بشر در طول تاریخ روند تعلیم و تربیت خاصی را طی کرده است اما آنچه برایم مهم است تفاوت جامعه بهایی است با سایر ادیان چون آنچه من به شخصه احساس می کنم جنبه تشویقی و تقویت در آیین بهایی است با جنبه تنبیه و توبیخ در اسلام ؛ مانند شلاق زدن و سنگسار و محدودیت هایی که علمای اسلام علاوه بر دین خودشان اضافه کرده اند .

جامعه ای که توان مذاکره و گفتمان سازنده  با سایر عقاید را ندارد و به حمله و یورش اقدام می کنند دستگیر می کنمد اخراج می کنند پلمپ می کنند و تحقیر می کنند و توهین می کنند و تمسخر می کنند و تهمت می زنند و صدها افترا وارد می کنند تا مبادا مردم به تحری و جستجوی حقیقت بپردازند .

برای اینکه بگوید قدرت دارد و حقانیت دارند و کسی جز ایشان حقیقت را نمی شناسد و من احساس می کنم ایشان خیلی ضعیف هستند که بانویی محترم (خانم مهدی آبادی ) در سن 69 سالگی با بیماری سرطان که برای عروسی پسرش به یزد آمده است و چرا دستگیر می شود ؟ چون بهایی است ؛ چرا که اعتقادی متفاوت دارد .شرم آور است که نذهبی به این درجه سقوط رسیده باشد .

یک استاد بزرگ مانند فاروق ایزدی نیا هم بازداشت شده است چرا که اهل تفکر و منطق است و آیا علما توان مناظره با او را در صدا یا سیما دارند ؟ البته که ندارند و فقط می خواهند یک محقق را از تحقیق بازدارند تا جامعه را از رشد بازدارند ؛ خوب من بهایی می شوم چون بعد از تحقیق متوجه حقانیت این متهمین می شوم و این قاضی است که محکوم اصلی است .

فرزاد روحاني، مهران بندي، رامين حصوري و احمد نعيمي که پیشتر در تاریخ ۲۹ دی ماه توسط ماموران امنیتی استان یزد بازداشت شده بودند به قید وثیقه آزاد می شوند چرا اینان بازداشت شده اند چه راحت مردمی را به حبس می فرستند که تصور باطل حقانیت خود را اثبات کنند .

فرزان معصومی و فرهام ثابت از شیراز ازاد شدند اما آزادی موقت با قید وثیقه ؛ من به عنوان یک انسان بررسی می کنم که حق باکیست ؟ اینان چه جرم و اتهامی دارند ؟ چه سندی بر اتهامات ایشان وجود دارد ؟ من بهایی می شوم چون متوجه حقانیت خداوندی می شوم که این ظهور الهی را ارسال کرده است و علما ترس تمام وجودشان را گرفته که بی محابا حمله و یورش می کنند و این یعنی درختی که پر بار است و مداوم آنرا سنگ می زنند .

من بهایی می شوم چون دین محل وحدت است و علت اختلافش ساخته اند و مذهبی که اختلاف را پرورش می دهد نمی تواند جهان را اداره کند و باید مرکز و آئینی الهی و نوین باشد که مردم جهان را درس عشق بدهد تا شعار نفرت و مرگ .

من بهایی شدم چون وقتی به منازل بهاییان حمله می کنند و کتاب ها را می برند و عکس ها را غارت می کنند یعنی از کتاب و این عکس ها هراس دارند و من به فکر فرو رفتم آیا حق با کیست ؟ و رفتار کدام یک انسانی است ؟

می گویند بهاییان به دلیل اینکه احتمال دارد در آینده جهانی شود و مردم جهان هم بخواهند نظم بهایی را در ادارات و سازمانها بکار برند پس بهاییان از امروز محکوم هستند چرا که شاید روزی دولت ها هم بخواهند بهاییان را رسمیت دهند و بهاییان امروز که بیان اعتقادات خود را علنی بیان می کنند می خواهند  فعالیت سیاسی کنند و من بهایی می شوم چرا که می دانم خداوند تمام ادیان را برای همه جهان و همه مردم نازل می کند و اینکه علما دین قبلی بخواهند دین بعدی را که خداوند ارسال کرده را محدود کنند در حقیقیت تبلیغ جامعه و آیین جدید هستند .

من بهایی می شوم چرا که پلمپ مغازه بهاییان را مشاهده می کنم ؛ چرا پلمپ می کنند و چگونه توجیه می کنند ؟ عجیب است استقامت و استواری بهاییان که آرام و شکوهمند ایستادگی می کنند و قدرت حقیقی را نشان می دهند و من به افتخار ایشان تعظیم می کنم.

شرم آور است که علمایی هزاران فساد و اختلاس و گناه را شاهد هستند و سکوت می کنند و بعد جامعه ای که برای پاکی ایران و جهان گام بر می دارند و برای گسترش حقوق شهروندی قدم بر میدارند و نظمی نوین را پایه گذاری می کنند  را متهم به اقدام علیه امنیت ملی می کنند و من بهایی می شوم که به عظمت ظهورش اقرار کنم.

شاهد هستیم که به سایت ها و وبلاگ های بهایی حمله سایبری می کنند و اطلاعات سایت ها و وبلاگ را هک می کنند و پاک می کنند تا مانع خبر رسانی شوند اما من بهایی می شوم و دست به قلم می شوم و قدم بر می دارم  تا کمپینی را حمایت کنم تا به اذیت و زندان بهاییان ایران نه بگویم

 

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.