ظلم ابزار کنترل

 

5421

از امام باقر صلوات‌الله‌عليه نقل شده اين روايت آمده است که:«يَا جَابِرُ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ؛ جابر من تو را به پنج چيز نصيحت مي‌کنم؛ اگر کسي به تو ظلم کرد تو به کسي ظلم نکن، و اگر مردم به تو خيانت کردند تو به کسي خيانت نکن، و اگر سخني گفتي و مردم تو را تکذيب کردند مواظب باش خشمگين نشوي، و اگر تو را ستايش کردند شاد نشو، و اگر کسي تو را نکوهش کرد بي‌تاب نشو

ظلم به مفهوم از حد گذشتن معنا شده اگر کسی یا سازمانی یا دولتی یا جناحی دارای مقام و موقعیتی شد برای او حد و حدودی معین است که قانون و شرع و اخلاق و عرف و سنت قرار داده است که باید رعایت شود و اگر به حق فرد یا گروهی تجاوز شد ظلمی واقع شده است؛ کسی نمی تواند بگوید اختیاری نداشته و بنا به جبری ظلمی کرده است چون خداوند انسان را مختار و دارای اراده خلق کرده است

 آيات زيادي است که مربوط به عدل و ظلم است؛ به عنوان مثال وقتي خداوند در آيه دويست و بيست و نه از سوره بقره برخي حقوق را بيان مي‌کند، بعد از آن مي‌فرمايد: «تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا؛ اين‌ها حدود و مرزهاي الهي است که خدا تعيين کرده است؛ پس از اين مرزها عبور نکنيد.»

اما براستی انگیزه انسان در ظلم کردن به انسان دیگر یا به حیوان یا به طبیعت در چیست ؟

انسان موجودی دارای عقل و قدرت تفکر است و عدل را بهتر از ظلم می داند و سعادت انسان و جهان را هم در رعایت عدل همه میدانند 

اما با توجه به تاریخ که بارها تکرار شده و شاهد این تکرار ظلم  در امروز هم هستیم این حقیقت است که برخی از انسان ها از آنچه برای ایشان مقدر  و تعیین شده راضی نیستند و بیشتر می خواهند و برای بدست آوردن این سهم بیشتر هم حاضر هستند نه به یک نفر که به میلیونها و میلیاردها انسان ظلم و تعدی کنند و متاسفانه در برخی از دیدگاه های بزرگان هم تایید شده که به برخی افراد که از برگزیدگان جامعه هستند این حق را می دهد که برای ایجاد یک نسل قوی ضعیف را نابود کنند یا تحت فشار قرار دهند  و این ظلم معمولا بتدریج شروع می شود و شدت می باید و ظالم هم بتدریج فراموش می کند در حال ظلم کردن است و اگر به او بگویی که تو در حال ظلم به انسان یا گروهی از جامعه هستی باور نمی کند چرا که باورهایش را تغییر داده و درونی کرده است
اما تشدید ظلم هم با سکوت و گاه متاسفانه تایید ظالم است که رفتار او را یا  فرد و جامعه در برابرش سکوت می کند یا از ترس یا بهر دلیل دیگر او را تایید یا تقویت یا تشویق می کند

و این ظلم در جامعه نهادینه می شود و جامعه با آن خو می گیرد و دیگر به آن به دیده ظلم نگاه نمی کند و آنرا متاسفانه طبیعی میداند

وقتی نظامی بیاید از 80 میلیون جمعیت موفق شود 40 میلیون نفر را به نام دین در زندان قرار دهد و اسم زندان را حجاب بگذارد و عدم حجاب را با شلاق جواب دهد و بجای فرهنگ حجاب ؛ شلاق و زور حاکم باشد مشخص است که هدف ترویج دین نیست بلکه تحکیم نظامی سیاسی به نام مذهب است و در حقیقت ترویج و تحکیم ظلم و نهادینه کردن ظلم است

وقتی دانشجو و استاد و نویسنده که نقد سازنده دارد محکوم به زندان می گردد مشخص می شود که قصد تربیت جامعه وجود ندارد چون در جامعه ای که نتوان حاکم و ریاست حکومت را نقد کرد این ظلم است نه ترویج آیین و مذهب و دین

وقتی شهامت دانستن را از جامعه بتوان دور کرد و جامعه از دانستن بترسد و نخواهد بداند این تسلط قدرت ظلم است و هیچ ربطی به هیچ دین و آیین و مذهبی ندارد

حکومت ها ؛ حکومت دینی و مذهبی نیستند چون مذهب و دین چارچوبی دارد که در حکومت ها؛  هیچ کدام از چارچوب های دینی رعایت نمی شود دین با ظلم مخالف است دین با فساد مخالف است دین با اجبار مخالف است دین مروج تفکر و اندیشه است و مبلغ حقیقت و تحری و جستجوی حقیقت است و آنجا که اندیشیدن  و یا ترویج اندیشیدن  اتهام و جرم گردد و اندیشمند در زندان باشد این حکومت دینی نیست و این ظلم به نام دین است

در دین تغییر با ایجاد عشق گسترش می یابد وقتی تنفر در حکومتی اشاعه یابد این بدترین نوع خشونت است و مردم باید درک کنند که این تنفر رنگ دینی ندارد و سیاسی است وقتی بخواهیم فردی را با دوستی و مهر تغییر دهیم رنگ الهی و دینی دارد و آنچه ما امروز شاهدیم شعار دوستی نیست تمایل به نبودن دیگران و تسلط یک گروه خاص است که نمی خواهند جایی برای دیگران باز باشد و ابزار آن هم ظلم است

زمانی در کشوری تحول ایجاد می گردد که قلوب بیدار شود و قلب درک کند و فکر تحلیل کند و روان به نمایش بگذارد ؛ وقتی قلب را به زور به خواب برند و فکر را تعطیل کنند و تقلید را ترویج دهند و تعصب حاکم شود آنچه روان به نمایش می گذارد ربطی به انسانیت درون ندارد  و تسلط ظلم و اقتدار جابرانه است

برای تسلط بر مردم با قدرت ظلم فقط کافی است که مسیر باز فکر کردن وتحقیق کردن را مسدود کنید و آنگاه آنچه می خواهید را می توانید تحمیل کنید به گونه ای که مردم تصور کنند این دیدگاه آنان است حتی اگر ظلم آشکار باشد

یکی دیگر از روش های ترویج ظلم ایجاد غم و اندوه و دور کردن شادی و سرور است وقتی مردمی شاد و مسرور باشند این شادی و سرور لحظه های زندگی را رنگ انسانی میدهد انسان شاد فردی را شکنجه نمی کند و مردم را سانسور نمی کند وقتی شادی و سرور حقیقی گسترش یابد زندانها خالی می گردد اما امروز قبرستان ها و زندان ها پر شده و غم حاکم

اما نیاز ظالم این است که بالا باشد و نیاز دارد که مردم را در پایین نگاه دارد اما مشکل او در اینجاست که وقتی از مردم دور می شود و به سمت قله ظلم می رود از نظر مردم حقیر و کوچک می گردد اما این احساس مردم را ؛ او به علت فاصله از مردم درک نمی کند

ایران روشن 17/1/1395

Related posts