تقلید یا اسلحه کشتار جمعی ؟

تقلید یا اسلحه کشتار جمعی ؟

شاید باور ش سخت باشد اما در سراسر جهان افراد بسیاری را بروش تقلید به سربازان کر و کوری تبدیل می کنند که راحت کشتار می کنند گاه با دین گاه با دیدگاهی به نام استعمار

اما این کشتار گاه تدریجی و در طول زمان است و این جان افراد نیست که گرفته می شود بلکه قدرت انسان متفر بودن است که بدل به موجودی بی شعور می گردد که در پی فردی گوسفندوار می رود و می دود

خداوند در تمام ادیان تقلید را حرام میداند تقلید کورکورانه با مشورت متفاوت است مشاور به شما نمی گوید اگر فرمان مرا اطلاعت نکنی به جهنم می روی و گمراهی

طبق تمام ادیان هر فرد باید در اصول و فروع دین تحقیق کند و هیچ کس نمی تواند بگوید باید نتیجه تحقیق تو همان باشد که من می گویم و اگر تو به نتیجه متفاوت برسی باید طرد شوی و اعدام شوی یا مجازات شوی

خداوند در قرآن از دو نوع پیروی یاد کرده و یکی را تقبیح کرده و پویندگانش را ملامت کرده و دیگری را تحسین کرده و بدان فراخوانده است. تقلید مذموم: وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُون (1) چون به ايشان گفته شود كه از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند: نه، ما به همان راهى مى‏رويم كه پدرانمان مى‏رفتند. حتى اگر پدرانشان بيخرد و گمراه بوده‏اند. ِقالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُون (2) آن آيينى كه پدران خود را بدان معتقد يافته‏ايم ما را بس است. حتى اگر پدرانشان هيچ نمى‏دانسته‏اند و راه هدايت نيافته بوده‏اند؟ مشاوره  ممدوح: يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني‏ مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْني‏ أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا (3) اى پدر، مرا دانشى داده‏اند كه به تو نداده‏اند. پس، از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم . فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (4) اگر خود نمى‏دانيد، از اهل كتاب بپرسيد. دقت کنید فقط دعوت کرده اگر نمی دانید بپرسید نه آنکه تقلید کنید

امروزه شاهدیم که بسیاری از بی سوادان ادعای علم دارند که جدای ادعای علم ادعای عصمت و معصومیت می کنند و این تحریف دین الهی است  1. بقره (2) آیه 170. 2. مائده (5) آیه 104. 3. مریم (19) آیه 43. 4. نحل (16) آیه 43.

مقام عالم

عالم مقام بالايي دارد و در اینجا منظور از عالم دانشمند یا  افراد خاص نیست بلکه شامل همه مردمی هست که در جهت درک مفهومی تفکر می کنند و می آموزند چون نه تنها حامل علم، بلكه خود نيز داراي علم است ؛علم ارزش ذاتي دارد، ارزش ذاتي يعني اين كه كسي به علم ارزش نداده، بلكه همانطوري كه محبت و انسانیت و شرف و اخلاق ذاتا داراي ارزشند ، علم نيز چنين است ؛ لذا عالم نيز ارزشمند است ومقام بالايي دارد .

اما چرا تفكر يك ساعت ارزش 70 سال عبادت را دارد ؟ کار عبادت است اما کار همراه با تفکر و اندیشه و کار بدون تفکر زیان آور است نماز و مناجات هم باید با تفکر همراه باشد نه دمدمه الفاظ

در ادیان الهی  هر مومن در طول روز بايد دقايقي را صرف عبادت خداوند متعال نمايد. نمازهاي واجب يوميه ، خواندن دعا و انجام ديگر مستحبات جزوي از عبادت روزانه ي يك فرد مومن است .

اما آيا عبادت فقط در اين اعمال خلاصه مي شود ؟ يا اينكه اعمال ديگر هم مي توانند جزو عبادات مسلمان و سایر مومنین سایر ادیان واقع شوند ؟

بايد دانست كه در ادیان الهی بر پايه ي عقل وتفكر كه گرچه به عبادات بدني مانند نماز و روزه و غيره دستور مي دهد اما بخش اعظم ايمان را در تعقل وتفكر جستجو مي كند .چنانكه وجود آيات متعدد قرآن كريم و سایر کتب مقدسه در باب تفكرو تأمل و تدبر گواه اين مدعاست .« أفلا يتدبرون القرآن ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا» آيا درباره قرآن نمي‌انديشند؟! اگر از سوي غير خدا بود، اختلاف فراواني در آن مي‌يافتند.

و در جايي ديگر مي فرمايد : «أفلا يتدبرون القرآن أم على قلوب أقفالها» آيا آنها در قرآن تدبر نمي‌كنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!

اگر مثال ما بیشتر از قرآن است بخاطر مخاطب خاص ما در ایران و سایر کشورهای فارسی زبان است که اکثرا مسلمان هستند و با موضوع تقلید هم درگیر هستند

در واقع دين اسلام با اين اهميتي كه براي تفكر و تأمل و انديشيدن قائل شده است مي خواهد جايگاه ويژه آن را در گرايش بيشتر انسان به پرستش پروردگار يادآور شود ، و برای تقلید هیچ ارزشی قائل نیست  چه ، اساس هر عملي چه نيك و چه بد تفكر است .به عبارت ديگر انديشيدن درست انسان را به سمت با خدا بودن سوق مي دهد و نينديشيدن وافكار بد او را به طرف شيطان مي كشاند .

پيامبر اسلام ( ص) مي فرمايد : « تفكر مي خواند آدمي را به نيكويي وعمل به آن »

اما آنچه كه به نام تفكر يا تأمل و يا انديشيدن در قرآن و احاديث و متون اسلامي آمده واقعا ً چه نوع تفكري است ؟ و آيا هر نوع تفكري را عبادت مي گويند ؟

و اگر شما را فردی از تفکر باز می دارد و به تقلید فرا می خواند در حقیقت بر ضد قرآن و اسلام و ادیان الهی سوق می دهد

قرآن در اين باره مي فرمايد :

« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا ينْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّياحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَينَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يعْقِلُون»

در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتيهايي كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبي كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايي كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‌هايي است (از ذات پاك خدا و يگانگي او) براي مردمي كه عقل دارند و مي‌انديشند!

آري انديشيدن درباره ي خلق آسمانها و زمين و چگونگي خلقت انسان به ما يادآوري مي كند كه اين نظام حتما ً خالقي دارد كه بايد عبادت شود و به يگانگي ستايش گردد . اما آیا این اندیشه فقط خاص تعداد معدودی از انسانهاست ؟

و اين نوع تفكر است كه امام صادق (ع) درباره آن مي فرمايد :

« فكر آئينه حسنات است و كفاره ي سيئات و روشني دلها و وسعت خلق . به وسيله ي آن مي رسد آدمي به آنچه صلاح امر معاد است ، و حاصل مي شود اطلاع بر عواقب امور و زيادتي در علم و آن خصلتي است كه هيچ عبادتي مثل آن نيست .»

اكنون بار ديگر اين سؤال را كه تفكر در چه اموري بهتر از هفتاد سال عبادت است؟ بررسي مجددمي كنيم .

الف ) بنابرآنچه گفته شد اينكه انسان باید بينديشد و در در خود و در  خلقت منظم و بي عيب ونقص جهان آفرينش تدبر كند ونيز در وجود خود نیز باید هم سیر درونی داشته باشد و هم سير بیرونی داشته باشد  ، خود را بشناسد و بداند كه چه گوهر وجودي دارد از هرآنچه بدي وناراستي گريزان مي شود و تنها سر به آستان حق مي سايد و در همه حال بندگي و پرستش معبود را بر هر چيزي ترجيح مي دهد .و این با تقلید ممکن نیست

«الَّذِينَ يذْكُرُونَ اللَّهَ قِيامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»

همانها كه خدا را در حال ايستاده و نشسته، و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند، ياد مي‌كنند؛ و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مي‌انديشند؛ (و مي‌گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده‌اي! منزهي تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!

اگر من و شما اندیشه نکنیم و انتظار داشته باشیم که دیگران برای ما مفاهیم را درک کنند ما نمی توانیم با تقلید آن مفاهیم را بیاموزیم شما شاید بتوانید طوطی وار یک سری کلمات را حفظ کنید اما نمی توانید بار معنوی و اخلاقی کلمات و احساسات درونی آنرا با تقلید درک کنید

ب) حضرت على(ع) مى‏فرمايد: ولو فكّروا فى عظيم القدرة و جسيم النّعمة لو جعوا الى الطريق و خافوا عذاب الحريق و لكن القلوب عليلة و البصائر مدخوله ؛ اگر در عظمت قدرت الهى مى‏انديشيدند و همچنين در فراوانى نعمت‏هاى حق تأمّل مى‏كردند به راهراست برگشته و از عذاب سوزان مى‏ترسيدند. ولى چه بايد كرد كه دل‏ها مريض و چشم‏ها معيوب گشته و از ديدن و درك كردن حقايق بازمانده‏اند!.

1- قرآن كريم به اشكال مختلف جايگاه بلند متفكران و دانشمندان را تذكر داده است : (زمر / 9) (مجادله / 11) (زمر / 18).

2- انسان را به تفكر در آفرينش و تفكر در خودشان دعوت كرده است : (آل عمران / 191) (روم / 8).

3- در بسياري از آيات , بدون اين كه صريحا مردم را به تفكر دعوت كند, استدلال عقلي مي آورد; و بدون اين كه اعتبار تعبدي خود را لحاظ كند با منكران احتجاج مي كند: (هود / 35) (انبيا

/ 22) (مؤمنون / 91).

4- در تشريع احكام الهي , در بسياري از موارد فلسفه احكام را بيان مي كند, تا مردم از روي بينش , از آن تبعيت كنند: (عنكبوت / 45) (بقره / 183) (مائده / 6) (مائده / 91) (طه / 14).

5- در ده ها آيه نشانه هاي خود را به غرض به تفكر واداشتن مردم بيان مي كند. تعابيري چون : (لعلهم يتفكرون , لعلكم تتفكرون , افلا تتفكرون , لقوم يتفكرون ) و يا تعابيري چون : (افلا تعقلون , افلم تكونوا تعقلون , لعلكم تعقلون , ان كنتم تعقلون , لقوم يعقلون , افلا يعقلون ) كه هر يك از آنها چندين بار تكرار شده است . مطالعه اين آيات دو مطلب را به ما آموزش مي دهد: اول : اسلام بر انسان را به تفكر و تعقل دعوت مي كند و ايمان را بر پايه آن مي داند. دوم : موضوعاتي را كه از ديدگاه قرآن شايسته تفكرند بيان مي كند. شما مي توانيد با مطالعه آيات مذكور پي ببريد كه قرآن تفكر در چه موضوعاتي را توصيه كرده است .  و این شما هستید که باید ایمان بیاورید و این شما هستید که مورد محاسبه الهی قرار می گیرید و بهانه تقلید در درگاه الهی مذموم و نکوهیده است و ریشه قرآنی ندارد

روش تفكر: قرآن كريم روش تفكر صحيح را به طور كلاسيك به انسان آموزش نداده است زيرا انسان ها به فطرت خود قادر به تفكر هستند. منطقي ها تفكر انسان را داراي دو عنصر اساسي مي دانند

تفكر در چيزهايى كه قرآن به آن دعوت نموده مانند:

الف) تفكر و انديشه انسان در خويش كه چگونه خلق شده است و خلقت او از چه دقايق و ظرافتى و از چه قوت وضعفى بر خوردار است. قرآن مى فرمايد: افلم يتفكروا فى انفسهم؛ آيا آنان در وجود خويش انديشه نمى‏كنند؟ آیا شما می توانید در باره خودتان تقلید کنید که کی هستید و از کجا آمده اید و به کجا می روید ؟

ب) تفكر در كرات فضا و آسمان‏ها و خلقت گردش فاصله آنها و… كه مسلم انديشيدن در اين امور دانش و فرهنگ انسان را بالابرده و رشد مى دهد و اين امر را خداوند از صفات انسان‏هاى مؤمن مى شمارد.

ج) انديشيدن در مورد گذشتگان (جوامع و افراد موفق و يا شكست خورده) خود درسى فراموش نشدنى و سازنده است. پرورگار به رسولانش حكايت آنان را بيان مى‏كند و سپس اميد ايجاد تفكر در شنوندگان ايجاد مى‏نمايد:فاقصص القصص لعلهم يتفكرون؛ حكايت كن داستان و قضاياى گذشتگان را شايد به تفكر و انديشه بنشينند نگاه كنيد عاقبت دروغ‏گويان چگونه است؟ این دروغ گویان همان هایی هستند که شما را به تقلید دعوت یا وادار می کنند به این بهانه که متخصص هستند و شما نادان

و در جاى ديگر مى‏گويد: فانظروا كيف كان عاقبه المكذبين و موارد بسيارديگرى در قرآن آمده است

و در بعضى از روايات آمده است: اذا قدمت الفكر فى جميع افعالك حسنت عواقبك؛ هر كارى را كه قبل از انجام آن تفكر كنى نتايج زيبايى در پى خواهد داشت

در قرآن کريم بيش از 50 مورد واژه تفکر و تعقل و تدبر استفاده شده است و بيانات زيادي از ائمه نيز در اين زمينه وجود دارد.

در رابطه با تفکر و تعقل در قرآن آيات زيادي وجود دارد، از جمله بقره(266، 219، 269)، آل عمران( 13، 137،191)، انعام(11، 36، 50، 152)، اعراف(3، 173، 185، 201)، يونس( 24، 73، 101)، يوسف(109، 111)، رعد(3)، حجر(75)، نحل(11، 36)و فرقان(50، 73

اهل تقلید به کدام ایه قرآن استناد می کنند ؟ و برای چه می خواهند  شما حق انتخاب نداشته باشید ؟

استفاده از واژه هاي «تعقلون» و « اولي الالباب» و… که در قرآن به وفور آمده است نشان از اهميت تعقل و تفکر در دين مبين اسلام مي باشد. درباره اهميت علم اندوزي نيز همين بس که در قرآن، پس از کلمه جلاله «الله»، واژه«علم» از لحاظ تکرار بالاترين مي باشد. و خداوند متعال مي فرمايد:«ما اينچنين آيات را براي شما روشن مي گردانيم، باشد که بينديشيد.» پس آيات براي انديشيدن است.

در رابطه با مسئله انديشيدن، روايات بسيار زيادي از ائمه اطهار آمده است، امام حسن (ع) مي فرمايند:« التفکر حياتُ قلب البصير» يعني انديشيدن مايه زنده دلي صاحب بصيرت است. و در جاي ديگر مي فرمايند:« اوصيکم بتقوي الله وادامة التفکر، فان التفکر ابُ کل خيرٍ و امُه» يعني : شما را به تقواي الهي و تداوم انديشه سفارش مي کنم، زيرا که انديشيدن پدر و مادر همه خوبيهاست.

امام صادق(ع) مي فرمايند: « الفکرة مرآة الحسنات و کفارة السيئات» يعني : انديشيدن آينه خوبيها و پوشاننده بديهاست.

امير المومنين علي(ع) مي فرمايند:« من تفکر ابصر» يعني هر که بينديشد بينا شود. و يا حضرت در جاي ديگر مي فرمايند: « من اکثر الفکرة فيما تعلم، اتقن الله علمه و فهمه ما لم يکن يفهم» يعني هر که در آنچه آموخته است بسيار انديشه کند، دانش خود را استوار گردانده و آنجه را نفهميده است، مي فهمد.»

درباره ارزش علم، قرآن مي فرمايد:« هل يستوي الذين يعلمون والذين لا يعلمون» يعني آيا کساني که مي دانند(عالمان) با کساني که علم ندارند برابرند؟؟؟

در اين زمينه احاديث زيادي هم وجود دارد من جمله پيامبر گرامي اسلام(ص) مي فرمايند:«اکثر الناس قيمةً، اکثرهم علماً و اقل الناس قيمةً، اقلهم علماً.» با ارزش ترين مردم کسي است که از علم بيشتري برخوردار باشد و کم ارزشترين مردم کسي است که علم کمتري دارد.

يا در جاي ديگر مي فرمايند:« اقرب الناس من درجة النبوة، اهل العلم و الجهاد» نزديکترين مردم به درجه پيامبري دانشمندان و رزمندگانند.»

درباره ارزش علم و دانايي در جاي ديگر داريم که معصوم مي فرمايد:« به انسان نادان بگوييد تو دانا هستي، خوشحال مي شود، به انسان دانا بگوييد تو ناداني، ناراحت مي شود.»

و اما اينجا اين سوال پيش مي آيد که تفکر در چه زمينه اي مناسب است؟؟ در جواب حديثي از امام صادق(ع) مي آوريم که مي فرمايند:« افضل العبادة، ادمان التفکر في الله و في قدرته » يعني برترين عبادت انديشيدن درباره خدا و قدرت اوست.

پيامبر(ص) مي فرمايند:« جانمايه آدمي خرد اوست، کسي که خرد ندارد دين ندارد.»

و امام صادق(ع) مي فرمايند:« لا غنا، اخصب من العقل، و لا فقر احطُّ من الحمق» يعني هيچ ثروتي پر برکت تر از خرد نيست و هيچ فقري پست تر از بي خردي نيست.

ائمه ای که این همه مباحث در باره اندیشه می آورد باور می کنید که دستور تقلید دهد ؟ احادیث جعلی را خودتان با تفکر و اندیشه بشناسید و هر سخنی را به نام ائمه اطهار باور نکنید

«آیا معنای آنچه را می خوانید، می دانید؟»

با کلمه تفکر در ۸آیه: «به آنان بگو آیا نابینا و بینا یکی است؟ آیا فکر نمی کنید»

با کلمه عقل در ۴۹ آیه: «وپلیدی را برای کسانی قرار می دهد که تعقل نمی کنند»

با کلمه تدبیر در ۴آیه: «آیا آنان که در گفتار الهی (که عین حق است) نیندیشیده اند، آیا برای آنان چیزی آمده است که برای پدران گذشته آنان نیامده بود»؟

به کلمه «لب» که به معنای عقل ناب و تعقل عمیق است، در ۱۶آیه. (البته این کلمه در شکل جمع الباب) و با کلمه «اولوا» به معنای صاحبان (صاحبان عقول)، در آیات مذکور آمده است. قطعا در آفرینش آسمان ها و زمین اختلاف (تعاقب) شب و روز، آیاتی است برای عقلا (خردمندان۴) بدان جهت که خداوند متعال اکیداً دستور به تقویت عقل می فرماید، لذا باید گفت: در آیاتی که ماده لب آمده است، در حقیقت تحریک و تشویق شدید برای تفکر و تعقل می نماید.

با کلمه شعور در ۲۸آیه: «آنان که در صدد نیرنگ زدن به خدا و به کسانی که ایمان آورده اند، برمی آیند؛ آنان نیرنگ نمی زند، مگر به خودشان و نمی فهمند.»

با کلمه فقه در ۲۰آیه: «بنگر که چگونه آیات را برای کسانی که خوب می فهمند مورد تصریف (گرداندن) قرار می دهیم.»

همان طور که ملاحظه می شود، ۱۳۵ آیه در قرآن درباره تحریک به «تفکر»، «تعقل»، «تدبر»، «تحصیل عقل ناب»، «شعور» و «فهم عالی» وارد شده است.

اگر بخواهیم از کلماتی که با دلالت غیرمستقیم، به ضرورت تقویت پدیده های مذکور تأکید دارند، استفاده کنیم، (مانند تذکر)، تعداد آیات مربوط از سی صد فراتر می رود.

اگر تقلید را شاهدیم کشتار افکار و کشتار احساسات و ممنوعیت بیان عقیده را شاهدیم تقلید و مرجع تقلید تمایلی به اندیشه من و شما ندارد چرا که این ترس را دارد که دیگر از او تقلید نکنیم چرا که نتیجه بررسی و تحری ما با دیدگاه او بسیار متفوت است

تقلید اسلحه کشتار آدمیت و انسانیت است و آنکه کورکورانه در پی فردی دیگر است هم سلاحی بسیار خطرناک است که ما امروز در خاورمیانه شاهد نتیجه شلیک این سلاح است

ایران روشن 19/1/1395

Related posts