بهایی جاسوس نیست

جاسوس

بهایی جاسوس نیست

 

بسیاری اعقتاد دارند که جاسوس معرفی کردن بهاییان برای تشویش اذهان عمومی است تا همسایگان بهاییان احساس خطر کنند بهایی را وقتی جاسوس معرفی کنند جاسوس از انجام هر کار خلافی سرباز نمی زند قتل یا فساد یا فحشا یا هر منکری از جاسوس مملکت برمیاید و هیچ کس دوست ندارد با موجود فاسدی همنشین گردد و وقتی بارها این تهمت تکرار شود بتدریج در اذهان جا می افتد اما تاریخ نشان داده هر دروغی براحتی در دل مردم نمی نشیند و مردم باور نخواهند کرد که مردم صادق و شریف و خدمتگزار که تنها تفاوت شان در بیان اعتقاد استمرار ادیان الهی است نه جاسوسی ممالک بیگانه

بسیاری بر این عقیده هستند که به علت مرکز اداری بهاییان در کشور اسرائیل و یا علاقه بهاییان به قبله خود آنها جاسوس هستند و نیاز به دلیل و مدرکی نیست در بسیاری از سایت ها و رسانه ها بارها مکاتبات اداری جامعه بهایی با مرکز روحانی خود را بهانه قرار داده و هرگونه ارتباط بهاییان با این مرکز را بدون اینکه چه مطالبی داده می شود یا گرفته می شود صرف مکاتبه برای مجرم بودن کفایت می کند و سیصد هزار جاسوس مجرم در ایران هستند جاسوس معمولا باید پول دریافت کند نه اینکه برای گسترش آیین به کشوری که برایش جاسوسی می کند پول هم بدهد اما

پس باید تمام مسلمانان چه شیعه و یا سنی را جاسوسان ال سعود دانست چون میلیاردها دلار برای آن کشور ارسال می کنند و جالب این است که بر خلاف جامعه بهایی که مکاتبه با مرکز روحانی جامعه است اما در عربستان شیعیان یا اهل تسنن مجبور به پرداخت پول به دولت عربستان هستند تا این پول صرف نگه داری اماکن مقدسه شود اما دولت مختار است که این پول را صرف اقدامات سیاسی نماید آیا این دلیل یعنی عربستان نزدیک یک میلیارد جاسوس دارد ؟

اگر بهاییان بگویند مقبره بزرگان دین در اسراییل است قابل پذیرش نیست اما چرا مسلمانان برای مقبره رسول خدا حاضرند جان خود را فدا کنند تا آسیبی به آن وارد نشود ؟ تفاوت در چیست و در کجاست ؟

ائمه اطهار که دستگیر شده و در شهرهای مختلف عراق به شهادت رسیده اند مقبره ایشان مقدس و زیارت گاه است و هیچ کس به مسلمانی که برای کربلا پولی جمع کند جاسوس نمی گوید اما اگر بزرگان جامعه بهایی مانند حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء و خانواده ایشان که دستگیر شده و سالیان طولانی بدست بظاهر مسلمانان تبعید شده بودند برای مقبره ایشان هزینه ای شود این هزینه دلیل قاطع جاسوسی است مسلمانان حاکمان زمان ائمه اطهار را ظالم می دانند و بهاییان نیز حاکمان ایران و عثمانی در زمان حضرت بهاءالله از ظالمان ارض می دانیم و با کوچکترین بررسی بر اهل تفکر واضح خواهد بود که حرکت حضرت بهاءالله بدستور حاکمان ظالم بوده و در زندان بودن نه تنها نشان جاسوس بودن پیروان ایشان نیست بلکه بر مظلومیت این گروه مردم گواه است

در زمان حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت رسول این ظلم تاریخی بوده و این آزار و اذیت یک سنت تاریخی بوده که مظاهر ظهور آزار و اذیت شده و جانشیان ایشان نیز از این ازار محفوظ و مصون  نبوده اند

در قرآن المثل مي فرمايد: «وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ » يعني هيچ رسولي بر آن مردم نمي آمد جز آنکه به استهزاي او مي پرداختند. همچنين مي فرمايد «فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَآؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ » يعني پس اي پيغمبر اگر ترا تکذيب کردند غمگين مباش که پيغمبران پيش از تو را که معجزات و زبورها و کتاب آسماني روشن بر آنها آوردند نيز تکذيب کردند. و نيز مي فرمايد: «أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ » يعني آيا هر گاه براي شما پيغمبري از جانب خدا بيايد و اوامري بر خلاف هواي نفس شما آرد سرکشي نموده و گروهي را تکذيب نموده و جمعي را مي کشيد : «بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ » يعني بلکه گفتند مانند آنچه پيشينيان گفتند، عيناً اين افتراها و تهمتها به پيروان ديانت بهائي نيز زده شده است . مصداق اين آيه مبارکه است: «يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ » يعني کافران ميخواهند که نور خدا را با دهانشان خاموش کنند و خدا نگذارد، تا آنکه نور خود را در منتهاي ظهور و حد اعلاي کمال برساند هر چند کافران ناراضي و مخالف باشند . قرآن کريم مي فرمايد: «وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ … مَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ » يعني و ما از همه اين حکايات و اخبار انبياء بر تو بيان ميکنيم … مومنان را پند و عبرت و تذکري باشد. همچنين مي فرمايد: «قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ » يعني بگو در زمين بگرديد آنگاه بنگريد كه فرجام تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است.

حال این آیات را اگر بدیده بصیرت نگاه کنیم آنچه بر بهاییان وارد می شود را قرآن قبلا پیش بینی کرده است و تهمت هایی که می زنند بر رسول خدا هم زده اند محمد رسول خدا را جاسوس ایران و رم معرفی می کردند و دست نشانده کشورهای بیگانه ..اما آیا امروز کسی این سخنان مضحک را چگونه داوری می کند

اما چرا این جاسوسان بجای تقیه و انکار بهایی بودن که جاسوس باید انجام دهد حاضر به انکار اعتقادات خود نیست و زندان و شهادت را بجان می خرد ؟

جاسوس باید هم رنگ جماعت گردد پس نباید یک بهایی خود را بهایی معرفی کند باید تقیه کند و نفوذ کند و وارد ادارات و سازمانها گردد به مسند قدرت نزدیک شود و بظاهر در نماز جماعت حاضر شود و خود را مسلمان دو آتشه بداند تا بتواند به اسناد و مدارک نزدیک شده و دسترسی داشته باشد اما این جاسوسان چگونه جاسوسی هستند که وقتی مسلمان می شوند مورد تحسین و تمجید نظام و حکومت قرار گرفته و تمام رسانه ها از ایشان به نیکی یاد می کنند امکانات کار و کسب که از بهاییان ممانعت می شود از این جاسوسان متربی دریغ نمی شود آیا این جاسوسان حال که مسلمان شده اند دیگر به علت مسلمانی جاسوس نیستند ؟ درک این تهمت بر کودکان نیز واضح است و تهمت زننده فقط سطح ادراک خود را معرفی می کند چون تهمت زدن هم درک و شعوری می خواهد که ایشان خوشبختانه ندارند

بهاییان فعالیت های انتحاری برای تخریب کشور و مملکت ندارد و هدف بهاییان سرافرازی کشور است بهاییان کسی را نجس نمی دانند و مرتد و ملحد و کافر و مشرک معرفی نمی کنند چون تعالیم دیانت بهایی دستور بر خدمت کشور داده نه تخریب و فساد نه رشوه و اختلاس

امروزه متاسفانه مردم از دین زده شده اند چون معتقدان مقتدر و برخی کرسی نشین به فکر همه چیز هستند مگر ابادانی کشور و همه بهاییان را و تاریخ خدمات بهاییان به ایران را انکار نمی کنند

جاسوس در فکر کشوری است که برایش جاسوسی می کند و در کشور خودش در حقیقت بیگانه است اما بهاییان علاقه و عشقی به ایران دارند که همه بهاییان جهان آرزوی سربلندی ایران  در دل و جانشان روان است . عبدالبها در ‏مورد لزوم خدمت و امانت و صداقت هر شهروند بهائی چنین حکم می کند “هر ذلتی را تحمل ‏توان نمود مگر خیانت به وطن و هر گناهی قابل عفو و مغفرت است مگر هتک ناموس دولت و ‏مضرت ملت.”‏ ‏ و نیز بیان می دارد “اگر نفسی موفق بر ان گردد که خدمت نمایان به عالم انسای ‏علی الخصوص به ایران نماید سرور سروران است و عزیزترین بزرگان.” اصل وحدت عالم انسانی و صلح عمومی نفی حقیقی و واقعی استعمار است و طرد همه جانبه استعمار حضرت بهاءالله برای بزرگان جهان نامه نوشت و ایشان را به عدالت دعوت فرمود و در احکام و تعالیم خود هیچ میل و رغبتی به استعمار نه تنها نبوده که آنرا بر خلاف انسانیت می داند فرمان خلع سلاح و ایجاد نظم نوین جهانی داده نه خیانت به کشور

نژاد پرستی در تعالیم بهاءالله نیست و احساس برتری در بهاییان نهی و نفی شده و هر گونه اقدام غیر انسانی و غیر قانونی تقبیح شده است چه برسد به خیانت به کشور و جاسوسی

در 172 سال گذشته هرگز هیچ بهایی به این جرم با سند و مدرک متهم نشده است تنها در نظام فعلی ایران است که نیاز به سند و مدرک نیست و نوشتار روزنامه کیهان و بازجویان مزدور ملاک حکم  قاضی از پیش تعیین شده است

بهاییان در بیش از 200 کشور  مشغول به زندگی است و از شهروندان نمونه و خدوم کشورهای مبتوع خودشان هستند و شما جز در چند کشور همچون ایران که به قتل و غارت بهاییان دستور داده اند از تفکرات بهاییان استقبال کرده و حتی از بهاییان خواسته اند که مشاور تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان در مدارس باشند چگونه است که در تمام جهان هیچ جاسوس بهایی یافت نشده است ؟

وقتی بهاییان دستگیر می شوند حتی یاران ایران و خادمین و جوان و پیر هر اتهامی که به ایشان می زنند دلیل مجرم بودن شرکت این متهمان در فعالیت های دینی است شرکت در ضیافت و جلسات دعا و تشکیل کلاسهایی برای درس دادن به همسایگان و یا کمک های صنعتی و کشاورزی همه این اقدامات انسانی دلایل جاسوسی بهاییان است و اگر هر یک از این اعمال توسط هر فرد مسلمانی انجام شود و دقیقا به همان شکل باشد جاسوسی نیست شما تصور فرمایید در روستایی هستید و یک فرد بهایی در اثر مطالعه و سعی و تلاش به دانشی دست یافته و می خواهد با همسایگان خود مشارکت داشته باشد و حتی به فرزندان مسلمان همسایه مثلا درس ریاضی یا زبان عربی بدهد و این اقدام بهایی پیش زمینه تبلیغ دینی تلقی می شود

خوب این هم مضحک هم تصور کوته بینانه است و نشان فرهنگ متعالی فرد بهایی دارد نه دلیل نفوذ او

در احادیث آمده که رسول خدا فرمان داده که هر اسیری که به ده مسلمان سواد بیاموزد آزاد می شود و در امروز فرهنگ رسول خدا فراموش شده و دستورات برخی علما از فرمان رسول خدا بالا تر است

در فرامین تبلیغی آیین بهایی دستور به مهاجرت بسیار آمده است و بهاییان ایران در طول 172 سال گذشته به بیشتر کشورهای جهان برای گسترش دین بهایی مهاجرت کرده اند اگر ملاک آیین بهایی جاسوسی باشد باید در کشور مانده و حتی در لباس قدرت رفته وارد مجلس و دولت شده تا بتوانند به اهداف خود برسند پس چرا مهاجرت می کنند مثلا یک بهایی از ایران به اندونزی می رود تا تبلیغ کند خوب رفتن یک بهایی از ایران برای تبلیغ با سخنان رسانه های دین ستیز ایران تناسب دارد ؟

. در هر حال، تصور جاسوسی ، با سوالاتی همراه است که باید آنها را روشن کرد. جاسوسی برای چه؟ برای که؟ چگونه؟ از چه زمان؟ در چه سطحی؟

براستی بهاییان برای چه دلیلی باید برای یک کشور بیگانه جاسوسی کنند آیا کشورشان را دوست ندارند ؟ آیا از مردم کشورشان تنفر دارند شاید خود مردم بهترین شاهد عشق و علاقه بهاییان به کشورشان باشند و عشق و علاقه به مردم ایران را عملا به اثبات رسانده اند

بهاییان دقیقا برای چه کسانی جاسوسی می کنند و نتیجه و خاصیت این عمل چه بوده است ؟ روزی روسیه بعد انگلیس بعد امریکا بعد اسرائیل و در نتیجه درهم بودن این اتهامات معمولا فردی که دستگیر می شود با سند و مدرک ثابت می کنند این فرد جاسوس با فلان فرد از فلان کشور در ارتباط بوده و فلا ن مدرک یا سند طبقه بندی شده را منتقل کرده است و در این 172 ساله کدام کشور یک بهایی را اجیر کرده است و ایا واقعا یک بهایی بدرد جاسوسی می خورد ؟ کسی که نه اهل فحشا است نه فساد نه دروغ نه اهل کشتن است و نه اهل رنگ به رنگ شدن

بهاییان چگونه جاسوسی کرده اند آیا این افراد بهایی آموزش فعالیت جاسوسی دیده اند ؟ در کجا این عملیات صورت گرفته است ؟ از چه ابزاری بهاییان برای جاسوسی استفاده کرده اند ؟ آیا رفتن بهاییان به جلسات تبلیغی یا کلاسهای درس اخلاق و درس فضلیت های انسانی و انتشار آن منظور است ؟ بهاییان اطلاعات خاص جاسوسی را از کجا بدست آورده و به کجا منتقل کرده اند و کی و چگونه و چه شواهدی مثبت این ادعاست ؟

بهاییان از چه زمانی شروع به جاسوسی کرده اند و کدام فرد بهایی از چه زمانی تا چه زمانی جاسوسی کرده است ؟ خلاصه باید شروعی برای عملیات و پایانی برای آن تصور شود ؟و هزینه هایی باید دریافت کرده باشد چگونه و از کجا این هزینه ها را این بهاییان دریافت کرده اند و کجا این هزینه را مصرف کرده اند /؟ تهمت و ادعای جاسوسی که منجر به حکم اعدام است صرف احساس و تخیل تعدادی متعصب متحجر نباید بنا شود ؟

بهاییان معمولا در سطح واحدی هستند و جاسوسان معمولا درجات و سطوح خاصی دارند این بهاییان که جاسوس معرفی می شوند در چه سطحی هستند و از چه سطحی شروع کرده و تا چه سطحی پیش رفته اند ؟ اصلا شروع شده است ؟ سطحی وجود داشته است ؟ تصور کنید که پادگانی باشد که لازمه آن سلسله درجات نظامی و فرامین و آموزه های مدون نظامی است و در دنیای جاسوسی نیز مانند یک ارتش دارای درجاتی هستند اما دولت و نظام که 37  سال است با بهاییان ایران از نزدیک آشنا هستند می دانند که تشکیلات بهاییان منحصر به امور روحانی بوده و تمام اسناد و مدارک محافل بارها توسط اداره اطلاعات مصادره شده و برگ به برگ و خط به خط بررسی شده و هرگز هیچ کلمه ای که نشان خیانت به کشور بوده باشد در این اوراق روحانی یافت نشده است

در اوایل انقلاب بهاییان بسیاری بدون هیچ سند و مدرکی به جرم جاسوسی اعدام شدند اما بعد از دستگیری یاران ایران و بسیاری از خادمین تهمت جاسوسی توسط دادگاه از کیفر خواست حذف شده است

مهم‌ترین دلایل جمهوری اسلامی در پشتیبانی از این ادعا به قرار زیر است:

 

 

 

۱- بهاییان دارای ساختاری هرمی در جامعه خود هستند که در راس آن بیت‌العدل قرار دارد و سپس محافل ملی هر کشوری و پس از آن محافل محلی در مناطقی قرار دارد که بیش از ۹ نفر بهائی در آن حضور دارد. بنابراین دستورات از راس این هرم به اجزای پایینی تزریق می‌شود و همه بهاییان مطیع و فرمان بردار بیت‌العدل هستند.

 

۲- بهاییان با استفاده از همین ساختار هرمی، شبکه‌ای را در تمام جهان گسترانده‌اند که اخبار و اطلاعات محل اقامت‌شان را جمع آوری و به بیت‌العدل ارسال می‌کند. لذا « تشکیلات» بهایی پوششی برای جاسوسی از عمق جوامعی است که محل حضور و اقامت بهاییان است.

 

۳- راس این هرم یعنی بیت‌العدل در اسراییل مستقر است و اطلاعاتی که به بیت‌العدل می‌رسد مستقیما در اختیار صهیونیست‌ها یا دولت اسرا‌ییل قرار می‌گیرد.

 

۴- بهاییان با تعالیمی که از بیت‌العدل و از طریق محافل ملی و محلی دریافت می‌کنند، فعالیت‌های تبلیغاتی برای جذب افراد به آیین بهایی را به صورت سیستماتیک و هماهنگ به پیش می‌برند. بنابراین تبلیغ برای جذب افراد به آیین بهایی، عضوگیری یک سازمان جاسوسی وابسته به اسراییل تحت پوشش تبلیغ دینی است.

 

۵- بهاییان ضیافت‌های ۱۹ روزه‌ای را به حکم دین خود برگزار می‌کنند که این ضیافت‌ها در واقع محل جمع آوری اطلاعات از سطح شهرها و هم‌چنین ارائه دستوراتی است که از طرف«تشکیلات» ارائه می‌شود.

اما

شاید لازم باشد بطور فشرده بنویسم که تا بحال چه نوشته ایم

حال چنین شخصی (جاسوس )برای اجرای مقاصد غیرانسانی خود از چه راه هائی وارد می شود:

1 – سعی در ورود به ارگان های دولتی و سازمان های سرّی و ارتشی و امنیتی دارد تا به ساختارهای سیاسی آن جامعه و برنامه ها و عوامل برنامه ریز و مدیران سرّی آنها واقف شود.

2 – سعی در ایجاد ارتباط با نفوس برجسته ی سیاسی مملکت و پست های حساس دولتی دارد تا از این طریق راه های کسب اطّلاعات لازم را پیدا کند.

3 – سعی مداوم در سرّی بودن قصد و نیت و نام اصلی خود دارد تا مورد سوءظن قرار نگیرد.

4 – سعی مداوم در حفظ خود داشته و هرگز خود را به خطر نمی اندازد.

5 – همواره در حال تظاهر است به نحوی که همیشه چهره ی خویش را در پشت نقاب مظلومیت و معصومیت پنهان می کند یعنی به زبان عام ظاهر و باطنش یکی نیست.

6 – او به هیچ قیمت مأموریتش یا سوءنیتش را که ممکن است حتّی به تباه شدن زندگی هزاران نفوس در کشور خود یا دیگر کشورها به خطر بیفتد تغییر نمی دهد.

7 – او به هیچ عنوان حاضر نیست خود را فدای مصالح و ترقّی و تعالی کشوری کند که در آن به جاسوسی مشغول است.

8 – دردهای جامعه و ناراحتی های مردمان و مشکلات روحانی و اجتماعی کشورش به هیچ وجه برایش اهمیتی ندارد.

9 – مدام مانند پرنده ای که در آسمان در جستجوی حشره برای تغذیه است در جستجوی منابع اطّلاعات و راه های رسیدن به مقاصد خویش است و همواره دنبال منافع مادّی و ثروت اندوزی است به هر حال بهر امیدی فعالیت می کند.

10 – همواره در ارتباط های سرّی و پنهانی با رؤسای خود یا ممالک خریدار اطّلاعاتش می باشد.

11 – سازمانی که در آن به فعالیت مشغول است صد درصد سرّی و مخفی است به حدّی که در بسیاری موارد همسر و فرزندان وی نیز از فعالیت وی بی خبرند.

12 – هرگز در مناطقی که پایگاه سیاسی و ارتشی و اقتصادی ندارد سکونت اختیار نمی کند زیرا زمینه ای برای جاسوسی ندارد.

13 – هرگز برای لحظه ای منافع دیگران را بر منافع خود و راحت و آسایش دیگران را بر راحت و آسایش خود ترجیح نمی دهد به خصوص اگر دیگران از دشمنان او باشند.

14 – وقتی در معرض خطر و اتّهام قرار می گیرد از هیچ اقدامی برای تبرئه ی خود روگردان نیست.

15 – از ابراز محبّت صادقانه و تسلیم عواطف انسانی دیگران شدن در گریز است به خصوص اگر از دشمنانش باشند.

16 – بین این دسته از جاسوسانی که در کشورهای مختلف فعالیت می کنند و بسیاری از آنها دشمن یکدیگرند هرگز انجمن و ارتباط دوستانه و کنفرانس های علنی تشکیل نمی گردد.

17 – عقایدی مانند نوع دوستی، جهان وطنی، صلح و آشتی عمومی، ترک مخاصمات ملّی و مذهبی و سعی مستمر در ترقّی و تعالی همه ی کشورهای دنیا برایش مفهومی ندارد.

18 – وی به هیچ وجه اجازه ندارد و قادر نخواهد بود که خود را از تشکیلات متبوعه اش جدا کند که جانش در خطر خواهد بود.

19 – برای رسیدن به هدفش به هیچ آداب و اخلاق و شئون انسانی مقید نیست.

اما قانون چه می گوید:

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مملو از شعارهای حقوق بشر است. با این حال این شعارها مشروط به “انطباق با معیارهای اسلامی” است – که به نحوی قاطع و مؤثّر میتواند هر تضمین قانون اساسی را که در این سند دوپهلو مطرح شده خنثی سازد؛ به عبارت دیگر:

مادّه 19 میگوید، ” مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخور دارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود”؛ به استثنای بهائیان.

مادّهء 20 میگوید، “همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، حقوق سیاسی، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند “؛ به استثنای بهائیان.

مادّهء 23 تصریح میکند، “تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد “؛ به استثنای بهائیان.

مادّه 26 اعلام میکند، “احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یابه شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت”؛ به استثنای بهائیان که اعضاء هیچیک از اقلیتهای دینی شناخته شده نیستند و بنابراین از این موضوع مستثنی میشوند.

مادّهء 28 وعده می‌دهد، “هر کس حق دارد شغلی راکه بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی برای احراز مشاغل ایجاد نماید”؛ به استثنای بهائیان.

مادهء 29 تصدیق می‌کند، “برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت های پزشکی به صورت بیمه و غیره حقی است همگانی.

دولت مکلف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم ، خدمات و حمایت های مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تامین کند”؛ به استثنای بهائیان.

مادّهء 30 تصریح دارد، “دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسائل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفائی کشور به طور رایگان گسترش دهد”؛ به استثنای بهائیان.

مادّهء 32 حکم میکند، “هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین می کند. در صورت بازداشت ، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضائی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلّف از این اصل طبق قانون مجازات می شود”؛ به استثنای بهائیان.

مادّهء 38 حکم میکند که، ” هر گونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می شود”؛ به استثنای بهائیان؛ به استثنای یاران.

بهایی جاسوس نیست و یک دین است ونگاهی کنیم به :

آزادی دین در بخش 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) و بخش 18 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (1976) در کمال استحکام تثبیت شده است.

اعلامیه محو کلّیه شکلهای نابردباری و تبعیض مبتنی بر دین یا عقیده (1981) مصوّب سازمان ملل متّحد آزادی دین و عقیده، و آزادی از هر گونه تبعیض مبتنی بر دین یا عقیده را تضمین میکند. (نگاه کنید به http://www.unhchr.ch/html/menu3/b/d.intole.htm. . مادّه 6 اعلام میکند:

طبق مادّه یک اعلامیهء حاضر، و با توجّه به شرایط مادّه 1، بند 3، حق آزادی اندیشه، وجدان، دین یا عقیده باید شامل مواردی از جمله آزادیهای زیر باشد:

الف) عبادت یا گردهمایی در رابطه با دین یا عقیده، و تأسیس و نگهداری اماکنی برای این اهداف؛

ب) تأسیس و نگهداری مؤسّسات خیریه یا انسان‌دوستانه؛

ج) تولید، کسب و استفاده مقالات و مطالب به میزان کافی و ضروری در ارتباط با مراسم و آداب دین یا عقیده

د) نگارش، صدور و توزیع کتب و نشریات مرتبط در این زمینه‌ها؛

هـ) تعلیم و تدریس مطالب مربوط به دین یا عقیده در اماکن متناسب با این مقاصد؛

و) تقاضا و دریافت کمکهای داوطلبانه و موارد مشابه از افراد و مؤسّسات؛

ز) تعلیم، انتصاب، انتخاب یا تعیین مدیران و رهبران متوالی متناسب منطبق با نیازها و معیارهای دین یا عقیده؛

ح) رعایت ایّام استراحت هفتگی و برگزاری تعطیلات و مراسم منطبق با اصول دین یا عقیده هر فرد؛

ط) برقراری و حفظ ارتباطات با افراد و جوامع در امور مربوط به دین یا عقیده در سطوح ملّی و بین‌المللی.

همانطور که در بالا بحث شد، رژیم ایران اکنون هیچیک از این آزادیها را برای اقلّیت دینی بهائی قائل نیست.

نوشته : هما هوشمند

 

 

 

 

 

 

Related posts