بحث در کلاس روحی ( قسمت سوم )

3

بحث در کلاس روحی ( قسمت سوم )

بحث داغی دیروز داشتیم در کلاس بحث های رسانه ای به کلاس آمده بود

علی گفت : من یک مسلمان زاده هستم که طبق تحریف علما چون بهایی شدم مرتد هستم اما خودم را نه تنها مرتد نمی دانم بلکه ایمان من به اسلام با ایمان به بهاءالله تکمیل شده است چون در احادیث دیدم که اگر امام زمان عصر خود را مسلمان نشناسد مرگ او مرگ در زمان جاهلیت است و من حال نمی خواهم با جهل بمیرم

مریم ادامه داد : دقیقا با بحث تحریف کلامی که اشاره کرده اید موافق هستم چون در اصالت اسلام و قرآن دعوت به تحقیق و تفکر شده و برخی از علمای امروز مانع تفکر شده اند

موسی گفت : مثلا در روزنامه خواندم که چرا قبله در اسرائیل است و چرا مرکز جامعه بهایی باید در آنجا باشد اما نویسنده یا دانسته یا ناآگاه نمی خواهد درک کند که قبله به اراده الهی انتخاب می شود و مرکز جامعه بهایی ربطی به درگیریهای سیاسی کشورها ندارد الان دهها کشور مسلمان با دولت عربستان در روش های سیاسی آن مخالف هستند اما کسی نمی تواند قبله را تغییر دهد چون به نظر برخی دولت مردان عربستان صلاحیت ندارند

مژده ادامه داد : کربلا و برخی اماکن مقدس شیعیان در عراق است اما همین ایران هم با عراق روابط متغیری داشته است آیا علمای مستقر در عراق را باید با تغییر دولت ها زیر سئوال برد ؟

حقیر هم عرض کردم : در زمان رسول الله و ائمه اطهار این بزرگان و معصومین با کشورها و افراد مختلف رفتار مختلفی داشتند آیا رسول الله نمی دانستند که ابوسفیان چه فردی است ؟ آیا امام حسن چرا با معاویه صلح کرد ؟ خوب امروز هم بیت العدل در کشورهای مختلف به اشکال مختلف برخورد می کند چون ما اعتقاد داریم که این روش و تغییرات به اراده الهی و متغییر زمان بستگی دارد و اینکه برخی از نویسندگان و اصحاب رسانه بخواهند با تخریب جامعه بهایی اذهان را مشوش کنند امری عادی است

محمد گفت : جالب است که می گویند چرا جامعه بهایی تبلیغ می کند و حتما اهداف سیاسی دارد در حالی که احکام و تعالیم الهی متعلق به همه جهانیان است نه مردم یک منطقه یا یک قوم خاص ؛ در جامعه بهایی وظیفه روحانی وجود دارد که امر الهی را تبلیغ کنند این سنت الهی در تمام ادیان الهی است هیچ یک از علمای ادیان نمی توانند منکر این حقیقت شوند که باید دین خود را به تمام مردم جهان برسانند و تبلیغ دین هیچ ربطی با درگیری های کودکانه سیاستمداران ندارد

علی گفت : بخدا اینترنت چیز جالبی است شما بیائید یک تحقیق ساده بکنید موضوع تبلیغ یا تعیین قبله یا هر موردی که به نوعی اتهام به بهاییان می زنند را با عنوان اسلام یا مسیحیت یا یهدودیت تحقیق کنید چه جواب می گیرید ؟ آیا قبله و نماز باعث اختلاف در زمان رسول الله نبود ؟ یا نحوه عبادت و یا تعیین جانشین ؟ همه این موارد در همه ادیان بوده و هست و این دلیلی نه بر حقانیت یک دین نه بر دلیل عدم حقانیت آن است

مژده ادامه داد : این مطلبی که عرض می کنم شاید برای خودم که بهایی شده ام دیگر مطرح نباشد من اسلام را به عنوان یک دین الهی قبول دارم اما اینکه بعضی از  علمای ادیان چه اسلام یا سایر ادیان از دلایل حقانیت آئین بهایی می پرسند وقتی از ایشان دلایل حقانیت دین خودشان را می پرسی عصبانی می شوند  انکار اهانت کرده ای ولی یک حقیقت است دلیل حقانیت هر یک از ادیان بستگی به اعتقاد افراد متفاوت و متغیر است یکی با استدلال مسلمان شده یکی با کشف و شهود یکی با احساس و هر فردی برای حقانیت دین خودش دلیلی خاص دارد که شاید برای دیگران منطقی هم نباشد اما قابل رد هم نیست من شاید با زیارت آیات حضرت بهاء الله ایمان بیاورم و شما با بررسی کتب مقدسه قبل و دیگری با توجه به نوع احکام و تعالیم آن این افراد خودشان را بر حق می دانند و حاضر به بیان دلیل برای حقانیت خودشان نیستند و جالب آنست وقتی از من می پرسند تو چرا بهایی هستی و من هو از او می پرسم تو چرا مسلمان هستی می گوید برای اسلام دلیل نیاز نیست چون همه می دانند که بر حق است خوب اگر همه می دانستند که الان همه مسلمان بودند نه اینکه بخش کوچک جهان مسلمان باشد

من هم گفتم : البته بخش کوچک از جهان نیست بخش نسبتا بزرگی است اما تعداد یا وسعت یا قدرت یا مدت زمان دلیل بر درست بودن یا غلط بودن یک دین نیست اما مهم این است که رسانه های محترم از ادبیات اهانت و توهین و تخریب استفاده می کنند و بعد ادعای تحقیق می کنند در حالی که تحقیق زمانی درست است که شما قبل از تحقیق نسبت به موضوع جبهه گیری نکیند وقتی شما می آیید و می گویید که بیاییم در باره (فرقه ضاله ) تحقیق کنیم خوب این (فرقه) و  (ضاله) گفتن اساس تحقیق را برهم می زند

جواد گفت : به نظرم ما نباید زیاد روی این موارد بحث کنیم چون اگر بخواهند ایرادی بگیرند بنا به سلیقه و درک و شعور افراد در هر دین شما صدها و گاه هزاران مورد می توانید بسازید و ایراد بگیرید مثلا شما بروید در گوگل و جستجو کنید (اشتباهات قرآن) قرآن کتاب آسمانی است که خداوند وحی فرموده است اما در جای جای قرآن مواردی هست که اگر کسی غرض و مرض داشته باشد می تواند به آن موارد استناد کند و قرآن را زیر سئوال ببرد حال برای احکام و تعالیم بهایی یا هر مورد ریز دیگر اگر بخواهم به تک تک ایرادات جواب دهیم بی معنی است چون اگر سئوال کنند منصف باشد بله باید جواب داد اما به این رسانه های دین ستیز به نظرم باید سکوت کرد و ما به وظیفه روحانی خودمان مشغول باشیم بیاموزیم و تفکر کنیم و عمل کنیم و بر ارتقا درک و بینش و نگرش و دانش خود ساعی باشیم

بحث البته طولانی شد اما جالب بود و من هم مختصری برای دوستان به اشتراک گذاشتم

هما 18/12/1394

Related posts