اشک خبرنگار و مرگ اخلاقیات

اشک خبرنگار و مرگ اخلاقیات
اشک خبرنگار و مرگ اخلاقیات
اشک خبرنگار و مرگ اخلاقیات

اشک خبرنگار و مرگ اخلاقیات

منزل انوشا افشار(رضایی) به زور تفتیش می شود ؛ چرا که بهایی است اما تفتیش کننده دارای چگونه اخلاقی است و آیا دارای اخلاق انسانی و روحانی می تواند باشد ؟

مهسا شاعرزاده به دلیل اعتقادات دینی از دانشگاه اخراج می شود ؛ اخراج کننده و آمر دستور دهنده دارای چگونه اخلاقی هستند ؟ و آیا دارای اخلاق هستند ؟

خبرنگار بودن و درج خبر به نظر برخی مردم نگارش کلمات و انتشار آن است ولی  برخی اخبار در جهان کنونی جان و روان انسان را می تراشد و اشک از دیدگان انسان صادق و منصف فرو می ریزد

شاید سخت است باور کردن این مطلب که شما جزء اولین نفرهایی باشید که درد و رنج و اه انسانی به گوش شما می رسد و شما وظیفه دارید با کلماتی این خبر را منتشر کنید که تنها نوشتن اینکه منزل انوشا افشار تفتیش شد کافی نیست روح ندارد و تاثیر کافی ندارد ولی رسانه ها عادت کرده اند که از اخبار به سادگی بگذرند اما شما چگونه می توانید احساسات انوشا را در لحظه ای که وارد منزلش می شوند ؛ احساسات مهسا را در زمانی که به او گفتند که دیگر حق ادامه تحصیل ندارد را چگونه می توانیم بیان کنیم ؟

مرگ اخلاقیات به درجه ای رسیده است که به حریم زندگی خصوصی وارد شدن و زور و فشار با راحتی وجدان انجام می گردد وجدانی که دروغ منتشر می سازد و تهمت می نویسد و صفحات مجازی می سازد تا خیانت به کشور و دینش را انسانی و قانونی و شرعی و اخلاقی جلوه دهد .

دیدم کودکی در اتاق ملاقات زندان که پدر و مادرش استاد دانشگاه هستند و با نهایت عشق و صفا و یکرنگی برای کشور و ارتقا علمی قدم بر داشته اند و حال به حبس طولانی محکوم شده اند و کودک نمی تواند درک کند که این میله ها مانع در آغوش کشیده والدین او هستند و من خبرنگار هستم و باید بنویسم که امروز کودکی را مادرش نتوانست در آغوش بگیرد و مادر در سلول گریه کرد و دلش برای بوی تن کودکش تنگ شده است و نمی توانم کلماتی را پیدا کنم که میزان مرگ اخلاق قاضی و بازجو و علمایی که دستور اذیت و آزار را با سرور و افتخار صادر کرده اند بیان کنم و لاجرم اشک می ریزم .

شاید اگر بخواهم با کلماتی اصل و اساس و هویت برخی از آمرین و علما را زیر سئوال ببرم بسیار راحت باشد چرا که اینان توان درک حقایق روحانی را آنچنان که هست ندارند و حتی نمی توانند حقیقت مذهب خودشان را برای خودشان و مریدانشان بیان کنند و متاسفانه از نقطه ضعف با حمله از کرسی  مجازی قدرت سیاسی بهره می برند و درد و اشک را با لذت صادر می کنند .

مرگ مذهب در زمانی فرا می رسد که اخلاقیات اکثر علما واضح دیده شود و اقلیتی شریف هم اکثرا در زندان حقیقی و زندان منزل محصور هستند .

در اتاق بازجویی مرد یا زنی به عنوان بازجو اموزش دیده است که تحقیر کند چرا؟ آیا در زندگی خصوصی بازجویان ما خانواده ای نیست که اخلاق و ادب را آموزش دهند ؟

شاید در کمتر در رسانه  و سایتی خوانده و دیده باشید که خبرنگاری بنویسد که نمی تواند ساده بنویسد و نمی تواند گریه نکند .

من خبرنگاری هستم که تجربه زندان را دارم تجربه بازجویی را دارم که مرده بود و سالها بوده که درکی از زندگی روحانی نداشت و اخلاقیات را تجربه نکرده بود و حال وقتی منزلی بازجویی می شود حمله و یورش را به خاطر می آورم و بی اخلاقی هایی که اشک هر انسانی را بر دیدگان جاری می کند .

در آینده هم خبرهایی را خواهید دید از اخراج ها و تفتیش ها و بازداشت ها اما من هم به دنبال کلماتی خواهم بود که بتواند اشک دیده مرا در قالب حروف و کلمات و نشان دهد .

 

 

 

 

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.