آیا نظام فعلی جمهوری اسلامی تحمل کسب و کار دیگر شهروندان ایرانی را ندارد ؟

کسب و کار
کسب و کار
کسب و کار

آیا نظام فعلی جمهوری اسلامی تحمل کسب و کار دیگر شهروندان ایرانی را ندارد ؟

در بهمن 1357  ؛ انقلاب اسلامی ایران  را وارد عرصه ای تاریخ ساز کرد مردم بسیار امیدوار و شاد بودند که وعده ای  برای دمکراسی و اقتصاد و خودکفایی و آزادی و استقلال به ایشان داده شده بود عملی شود ؛ اما بعد از چند ماه دهها هزار شهروند ایرانی از زندگی اقتصادی دچار چالش و بحران شدند اخراج از سازمانها و ادارات و کارخانجات شروع شده بود و مخصوص افراد بهایی نبود بسیاری از اقلیت های عقیدتی دیگر هم با بحران های شدید مواجه شدند و این شبه بوجود آمد که آیا این فرایند یک استراتژی دینی الهی است یا یک سلیقه فردی و گروهی ؟

اختلافات در نظام بتدریج شدید شد  وبرخی از مسئولین شریف با این فشارها مخالف بودند  اما قدرت برخی در نظام در تصفیه تدریجی افراد و گروههایی بود که برخی هیچ حرکتی سیاسی نداشته و هیچ مخالفتی هم با حکومت و نظام نداشتند اما نه تنها فشار اقتصادی شروع شد که ناگهان بازداشت های خودسرانه با حبس های طولانی و اعدام و شهادت صدها نفس بی گناه در طول چند سال نظامی را که مدعی آزادی و استقلال و اسلام و انسانیت بود زیر سئوال بزرگی برد که واقعا این نظام از جان شهروندان غیر شیعه خود چه می خواهد ؟ آیا انتظار دارد همگی با زور و فشار شیعه شوند ؟ شیعه دروغینی که اعتقادشان مبنی بر ترس و هراس است تا تحقیق و تحری حقیقت ؟

اما بعد از اخراج ها و اعدام ها و حبس های غیرقانونی و غیر انسانی و غیر اخلاقی برخی از قدرت مندان نظام دهها بخش نامه صادر کردند تا جوامع اقلیت های دینی خصوصا بهاییان و بعد مسیحیان و یهودیان و حتی اهل تسنن هرگز اجازه پیدا نکنند تا رشد و شکوفایی اقتصادی داشته باشند دیگر خیری از اسلام و دین نبود افرادی بودند که می خواستند منابع اقتصادی را بلوکه کنند و به بهانه های مذهبی و دینی  هزاران زمین و مال و صدها کارخانه را مصادره کردند و دهها کارگاه را تعطیل کردند و هزاران هزار روز مغازه ها پلمپ شد  و صدها فیلم و سریال و نوشته و کتاب بر علیه اقلیت ها نوشته شد تا بظاهر اعمال خود را دینی و الهی جلوه دهند ولی آنچه علنی دیده می شد ظرفیت بسیار کم نظام برای زندگی عادی چند میلیون اقلیت دینی بود نظام می خواست به تدریج نسل کودک و نوجوان و جوان را از نظر ذهنی به خود جلب کند اما رویکرد رسمی و عملی نظام نه تنها باعث جلب نشد که میلیونها نفر شیعه شریف هم از اعمال غیر دینی اظهار انزجار کردند و بصراحت به همسایگان خود اعلام کردند که رفتار نظام و دولت غیر اسلامی است و ایشان به عنوان مردم مسلمان از پلمپ مغازه ها متنفر هستند و این نفرت را بهاییان قبول نداشتند و از همسایگان خود می خواستند در حق مسئولین دعا کنند تا از اعمال و گفتار زشت و زننده غیر اسلامی انشاءالله دور شوند و به اسلام محمدی ایمان بیاورند ؛ چرا که بهاییان را این اعقتاد راسخ است که محمد (ص) رسول بر حق خداست و دین اسلام و کتاب قرآن هرگز فرمان منع کسب و کار را نمی دهد و این رفتار شنیع و زشت هیچ ارتباطی با دین اسلام ندارد همانگونه که کشتار مردم خاورمیانه امری دینی و اسلامی نیست اما به نام اسلام و شریعت محمدی مردم را گردن می زنند یا مغازه ها را پلمپ می کنند تا رسولش را مسرور کنند .

بسیاری از مردم ایران متوجه برنامه تکنیکی  و مهندسی شده ای شدند که با این هدف ساخته شده است که بهاییان و سایر اقلیت ها آنقدر تحت فشار باشند که ارتباط محبت آمیز ایشان با همسایگان و بستگان و دوستان و آشنایان بتدریج کم رنگ شود و مردم شاهد یک جامعه منسجم و قوی از همه نظر نباشد و وقتی بحث بهایی مطرح می شود مردم ترس و هراس در دلشان ایجاد شود تا مبادا با معاشرت با بهاییان کسب و کارشان را از دست بدهند .

در این برنامه هدایت تخریب اجتماع (بهتا) متفکرین نظام تنها از جامعه بهایی به عنوان الگویی استفاده می کنند تا اگر این فشارها و اذیت و آزار و زندان جواب مثبتی گرفتند این فشارهای غیر انسانی را به سایر جوامع هم سرایت دهند ؛ همانگونه که امروز شاهد هستیم که اکثریت اقلیت های قومی و دینی در ایران بتدریج از لحاظ اقتصادی و کسب و کار تحت فشار و اذیت قرار گرفته اند و حتی استخدام اقلیت ها در پست های کلیدی هم دیگر مطرح نیست و اجازه رشد به ایشان داده نمی شود .

فشار در کسب و کار و پلمپ مغازه ها یک فرایند سیستماتیک است که دارای هزاران ورودی است که شامل بهاییان و سایر اقلیت های دینی و قومی است و در این سیستم زنده و پویا جریانی در حال رشد است که سازنده نیست بلکه مخرب است و مانند ویروس جریان زنده ای را که داخل سیستم شده است را آلوده می کند و ضعیف می سازد و هدف در خروجی سیستم یا مرگ است یا نحیف و ضعیف ساختن و عدم توانایی در حرکت و رشد .

در ماههای گذشته شاهد پلمپ صدها مغازه بهاییان بوده ایم و در طول 37 سالی گذشت هم این برنامه تخریبی ادامه داشته است و بزودی شامل اکثریت اقلیت های دینی و قومی خواهد شد چرا که سکوت جامعه در روند پلمپ مغازه بهاییان و ترس و هراس از اظهار مخالفت با این روند نظام را به این مرحله از برنامه هدایت می کند که می تواند روند تخریب را به سایر جوامع اقلیت ایران هم تسری دهد

البته این روند سالهاست که انجام می شود و بسیاری از کارخانجات بزرگ اقلیت های دینی هم مصادره شده است اما نظام برنامه دارد که جامعه اقلیت را بتدریج کاملا به مرگ اقتصادی برساند .

برخی از نویسندگان از مسئولین می خواهند بخاطر اخلاق یا انسانیت و امثالهم این رفتار را ادامه ندهند اما آنچه این نویسندگان از آن غافل هستند این است که این برنامه از بین بردن زندگی اقتصادی بهاییان و سایر اقلیت ها توسط افرادی اجرا می شود که تنها درکشان داشتن قدرت و ثروت است و راه و روش رسیدن به این قدرت وثروت موردی ندارد حتی اگر مرگ تدریجی زندگی و کسب و کار میلیونها انسان و شهروند ایرانی باشد .

دقت کنید که دهها هزار نفر باید توجیه شوند تا حاضر شوند در یک اقدام مهندسی شده به محل کسب و کار بهاییان یورش ببرند و با حملات سازمان یافته شاهرگ اقتصادی را قطع کنند و برای این کار عوام سازی می کنند یعنی بتدریج توسط رسانه ها جامعه بهایی را یک جامعه وابسته و خطرناک به خارج از کشور نسبت می دهند تا آن فردی که در این برنامه تخریبی عمل می کند احساس رسالت کند که برای حفظ کشورش است که به دشمنی حمله می کند چون اگر او حمله نکند فرزندانش در معرض خطر ویروس افکار بهایی قرار می گیرد و این توجیه و عوام سازی و فریب اذهان عمومی آنقدر تداوم می یابد که نیروی انسانی این اعمال شنیع در اختیار مهندسین تخریب قرار گیرند ؛ اینان کاری با خدا و پیامبر و قرآن ندارند و هدفشان از دین و کتاب استفاده ابزاری است و متاسفانه باید بعرض برسانیم که تا جامعه و مردم ایران این اهداف شوم غیر انسانی و غیر اخلاقی را درک نکنند این جنایت اقتصادی ادامه خواهد داشت .

تحمل نظام هم مطرح نیست چون اگر قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی را بخش اصلی نظام بدانیم در حقیقت خود نظام هم مورد سوءاستفاده قرار گرفته است و حتی برخی مسئولین شریف نظام هم ناآگاهانه مجری فرامین تخریبی شده اند در اصول نظام این تخریب و توهین و تحقیر نیست و این میل شخصی گروهی لباس شخصی قدرتمند است که بر اصل نظام مسلط شده اند و حتی از نام نظام جمهوری اسلامی ایران هم سوءاستفاده می کنند.

کمپین بهایی از مردم شریف ایران می خواهند در روندی سیستماتیک در ملاقات های خود با همسایگان و بستگان و دوستان و آشنایان از ایشان بخواهند این روند را غیر انسانی بدانند و با آن مخالفت کنند تا بتدریج بخش عظیمی از مردم دیگر نیروی دست نشانده و مزدور و مجبور به اعمال شنیع  و غیر انسانی و غیر قانونی نشوند  

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.