آزادی فکر و اندیشه و آزادی عقیده

 

12274712_895474530565839_4362832616646690558_n

آزادی فکر و اندیشه و آزادی عقیده

اصولا فکر واندیشه آزاد است .حال توضیح دهید منظور از آزاد اندیشی چیست . آیا آزادی عقیده آن را محدود نمیسازد ضمن تحلیل نظر شخصی خود را  در این خصوص مستدلا بیان دارید.
آزادی فکر و اندیشه و آزادی عقیده
در این مقاله سعی بر آن است که مفهوم آزادی اندیشه و فکر و همچنین آزادی عقیده تشریح شود تا بعد از آن بتوان به قیاس مفاهیم آزادی اندیشه و آزاد اندیشی و آزادی عقیده پرداخت و تفاوت این دو مفهوم را درک کرد و در نهایت این موضوع را بررسی کرد، که آیا آزادی عقیده آزادی اندیشه را محدود می سازد یا خیر. لازم به ذکر است موضوعات مطرح شده در این مقاله غالبا از دیدگاه حقوقی و البه تا حدودی سیاسی بررسی می شود.
آزادی فکر و آزاد اندیشی
در مورد آزادی فکر و اندیشه مطلبی که جا دارد در ابتدا به آن اشاره شود آن است که فکر و اندیشه مشخصا موضوعی درونی است در نتیجه نباید از مفاهیم مطرح شده در مباحث حقوقی باشد اما این نکته ای که باید به ان توجه شود ان است که هر فکر و اندیشه ای مشخصا پتانسیل نشر و ترویج را دارد و از این رو است که مبحث ازادی فکر و اندیشه از مباحث مهم و گاها بحث برانگیز حقوق و علوم اجتماعی می باشد.
اگر بخواهیم تعریف مختصری از آزادی فکر و اندیشه بیان کنیم می توانیم بگوییم آزادی فکر از به معنای عام کلمه شامل مجموع فعالیت های ذهنی و معنوی می باشد که با روشها و صورت های گوناگون می تواند ابراز گردد.(1) به طور کلی می توان گفت آزادی فکر و اندیشه جز ازادی های عمومی و حقوق شهروندی است که به اعتبار فکر آدمی به او تعلق می گیرد. و می تاند شامل آزادی عقیده، آزادی وجدان و ایمان، آزادی مطبوعات و امثالهم باشد.(2) نکته ای که لازم است به ان اشاره شود ان است که آزادی اندیشه و فکر از حقوق لاینفک بشر محسوب می شود زیرا نمی توان حق اندیشیدن آزاد را از انسان گرفت و انسانی که نتواند به آزادی فکر کند دیگر ماهیت انسانی اش را از دست می دهد. همچنین جا دارد به این مضوع اشاره شود که آزاداندیشی هم‌ ریشه با اندیشه آزاد است و افراد دارای اندیشه آزاد را به نام آزاداندیش نامیده می شود. و در واقع اندیشه آزاد یک دیدگاه فلسفی بدون محدود شدن تفکر به طرز فکر دینی است. ( البته مشخصا این موضوع مستلزم بی خدایی نیست اما ضرورتا ملازم آن هم نمی باشد.) اندیشه آزاد بر پایه مدارک علمی، منطق و احتمالاً انسان‌ گرایی می‌ باشد. این تفکر تحت تاثیر مرجعیت، سنتها، احساسات و دگما قرار نمی‌گیرد. به اعتقاد آزاد اندیشان، افراد نباید چیزی را بدون استفاده از خرد و دانش و بر اساس تعصب و بدون مدرک به عنوان حقیقت، رد یا قبول کنند. بنابراین آزاداندیشان نهایت تلاش خود را می‌کنند تا باورهای خود را برپایه حقایق، روش ها علمی و اصول منطق بنا نهند و از مغالطات منطقی، فرهنگ غالب، پیش ‌داوری، بنیادگرایی، سنت و هرگونه تفکر متعصبانه ی دیگری دوری کنند.(3) نکته ای که در انتها در مورد آزاد اندیشی جا دارد ذکر شود آن است که به اعتقاد برخی آزاد اندیشی یک امر کاملا نسبی است اما آن ها نسبیت آن به باورها و اعتقادات و ارزشهای فرد اندیشمند وابسته می دانند. به طوری که اگر آن باورها خود بر اصول و پایه‌های منطقی و عقلانی استوار بوده باشند‌، اندیشه‌های مبتنی بر آنها نیز به شرط پرهیز از مغالطات می‌توانند نهایتا به نتیجه درست منجر شوند و اگر آن باورها مستند به دلایل مستدل نبوده باشند‌، اندیشه‌های مبتنی بر آنها نیز از اعتبار چندانی برخوردار نخواهند بود.(4) ولیکن به اعتقاد بسیاری دیگر آزادی فکر و اندیشه نباید هیچ مانع و محدودیت داشته باشد و این تفکرات صرفا برای محدود کردن آزادی فکر به نفع طبقه ی حاکم سیاسی و یا دینی است. در هر صورت مشخصا می توان از آزادی اندیشه و فکر تعبیرات متفاوتی ارائه داد اما نکته ی حائز اهمیت ان است که این آرمان به خاطر منافع هیچ گروهی نباید خدشه دار شود.
آزادی عقیده
عقیده در لغت می تواند به معنای هر چیزی باشد که فرد بدان اعتقاد و باور و یقین دارد و همچنین به معنای چیزی است که شخص به آن گرویده باشد.(5) در واقع عقیده اساس و جوهر فکر است و شامل انتخاب آزادنه ی هر فکری است که شخص آن را عین حقیقت می داند در نتیجه می تواند گفت آزادی عقیده آزادی انتخاب فکری است که فرد به ان بار قلبی دارد و آن را حقیقت می داند و این فکر در هر حوزه ای باشد آزادی مزبور به همان نام نامیده می شود به عنوان مثال اگر آزادی در محدوده اخلاق و مذهب باشد آزادی وجدان یا مذهب نام می گیرد.(1) آزادی عقیده همانند آزادی فکر از حقوق حقه ی افراد بشر است و هیچ کس نمی تواند حق آزادی در انتخاب عقیده را از افراد سلب کند زیرا در این صورت در واقع انسان را از ماهیت و ذاتش جدا کرده است و انسانیت وی را زیر پا گذاشته است. آزادی عقیده مفهوم پیچیده ای است و در نگرش های مختلف از ابعاد گوناگونی به آن اشاره شده است. به همین دلیل سعی می شود تا انجا که ممکن است به طور مختصر و مفید این مفهوم را از دیدگاه های مختلف ببرسی کرد تا نهایتا بتوانیم درک درست تری از آن داشته باشیم. از نظر دین اسلام و علمای آن آزادي عقيده حق طبيعي هر فرد انساني است و هركسي مي تواند با آزادی هرعقيده و مرامي را كه بخواهد انتخاب كند. اسلام از ابتدا افراد را در گزينش و انتخاب عقيده آزاده گذاشته است و بر اساس آيه « لااكراه في الدين»عقيده اي را بركسي تحميل نميكند. لذا نمي توان و نبايد كسي را بر پذيرفتن ايمان و اعتقادي خاص مجبور كرد.  در واقع می توان گفت که، عقیدهِ یک شخص نسبت به چیزی، تابع دلیلی است که برای آن عقیده دارد. تا زمانی که دلیل او باقی باشد، عقیده نیز پا برجاست، اما اگر دلیل او باطل شود و دلیلی برای یک عقیده دیگر پیدا کند، در این صورت عقیده قبلی او هم از بین خواهد رفت و عقیده جدید جایگزین آن خواهد شد. نکته جالی آن که از منظر برخی علمای دین اسلام، عقيده امري قلبي و دروني و شخصي است و قانون نمی تواند برای ان شرایطی وضع کند ولی هنگامی که عقیده بر زبان جاری می شود و اظهار و تبلیغ و ترویج می گردد ، تا دیگران را جذب خود کند، در این صورت وارد حیطه رفتار اجتماعی می شود و وضع قانون حقوقی در مورد آن ممکن می شود.(5) به نظر بنده دو انتقادی که بر این نظر وارد است ان است که در دین اسلام پس از اعتقاد و ایمان به اسلام اگر فردی خواستار تغییر عقده و ایمانش باشد، مرتد محسوب می شود و مجازاتش می تواند اعدام باشد که این مسئله مشخصا تناقض آشکار با آزادی عقیده در قرن 21 دارد و دوم آنکه همانطور که در مورد فکر گفته شد عقیده امری درونی است ولی ازآنجایی که می تواند به انتشار و ترویج آن عقده منحر شود جز حیطه قانون و حقوق است و حق آزادی عقیده از مستلزمات قوانین هر کشور است. و به همین دلیل است که در اعلامیه های جهانی و قانون اساسی بسیاری کشورها از جمله ایران به این موضع پرداخته شده است. موضع دیگر در مورد آزادی عقیده تفکر لیبرالی است، در تفكر لیبرالی هیچ كس بهتر از خود فرد نمی‌داند كه چه چیز به نفع اوست و چه چیز به ضررش. از قرن 17 به بعد با تعابیری از اندیشه محوری، فردگرایی ملكی روبرو می‌شویم. مفهومی كه به موجب آن زندگی فرد به خود او تعلق دارد. این زندگی به خدا یا دولت تعلق ندارد و می‌تواند با آن هر طور كه مایل است رفتار كند و هر عقیده ای را كه خواست می‌پذیرد. ولی این تفکر با تفکر علمای اسلامی ایران مانند مطهری مخالفت دارد به عقیده ی او در راه واقعی برای سعادت بشر نباید گفت عقیده یك انسان ولو آن عقیده بر مبنای تفكر نباشد، آزاد است.(6) اما شاید همین اعتقادات است که اگرچه در ظاهر گفته می شد فشاری برای تحمیل عقاید نباید وجود داشته باشد اما در نهایت شاهد ان هستیم که بسیاری از افراد به صرف داشتن عقیده ای متفاوت اکنون در زندان های سیاسی و عقیدتی ایران به سر می برند. حتی صرف اصطلاح زندانی عقیدتی آشکار می کند که در کشورهایی مانند ایران مفهوم آزادی عقیده تا چه حد دور از ذهن و دست نیافتنی می باشد. در نتیجه می توان گفت شاید کلی ترین تعریف از آزادی عقیده ان است که شخص هر عقیده ای را که بدان مایل است آزادانه انتخاب کند و علاوه بر ان مجبور نباشد عقیده ای را بپذیرد یا به داشتن عقیده ی خود اعتراف کند.(7) حال که با مفهوم آزادی اندیشی و ازاد اندیشی و آزادی عقیده آشنا شدیم نوبت ان است که این دو مفهوم را مقایسه کنیم و همچنین حیطه و محدوده ی ان ها را تا جایی که امکان دارد مشخص نماییم.
آزادی اندیشه و فکر و آزادی عقیده
همانطور که گفته شد این دو مفهوم را از ابعاد مختلف می توان تفسیر کرد. به طور کلی در مورد تفاوت آزادی اندیشه و آزادی عقیده می توان گفت شاید در نگرش های بین المللی آنچنان تفاوتی بین این دو نباشد جز آنکه آزادی عقیده از زیر مجموعه های آزادی اندیشه شمرده شود همانطور که به گفته ی دکتر منوچهر موتمنی آزاد های فکر و اندیشه به اعتیار فکر آدمی است و می تواند شامل آزادی عقیده هم باشد.(2)
به طور کلی می توان گفت، تفکر قوه ای است که ناشی از عقل انسان می باشد، زیرا بشر موجود عاقلی است ، موجود متفکری است در نتیجه قدرت دارد در مسائل تفکر کند به واسطه تفکری که در مسائل می کند حقایق را تا حدودی که برایش مقدور است کشف می کند(8) از این منظر باید گفت آزادی عقیده دایره ی شمول محدودتری دارد و مروبط به باور قلبی و اعتقادات افراد است در حالی که آزادی قلمر و اندیشه شامل تمام مجموعه فعالیت های فکری، ذهنی و حتی مذهبی فرد می شود. همچنین تفاوت آزادی عقیده با آزادی تفکر می تواند بر این مبنا استوار باشد که آزادی عقیده بیشتر مفهومی دینی و ایمانی دارد و آزادی تفکر، شامل جنبه‏های مختلف زندگی ـ اعم از اعتقادی، سیاسی و اجتماعی ـ می‏شود.(9)
از بعد دیگر از منظر بسیاری از اندیشمندان اسلامی، مانند مطهری، آزادی تفکر ناشی از استعداد انسانی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد این استعداد بشری حتما باید آزاد باشد، پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است اما آزادی عقیده ، خصوصیت دیگری دارد، می دانید که هر عقیده ای ناشی از تفکر صحیح و درست نیست منشا بسیاری از عقاید ، یک سلسله عادتها و تقلیدها و تعصبها است .عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست که به عکس نوعی انعقاد اندیشه بحساب می آید یعنی فکر انسان در چنین حالتی ، به عوض اینکه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است و در اینجا است که آن قوه مقدس تفکر ، به دلیل این انعقاد و وابستگی ، در درون انسان اسیر و زندانی می شود، آزادی عقیده در معنای اخیر نه تنها مفید نیست ، بلکه زیانبارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد. به عقیده ی وی در مورد انسانی که یک سنگ را می پرستد نمی توان گفت، چون فکر کرده و بطور منطقی به اینجا رسیده و نیز به دلیل اینکه عقیده محترم است ، پس باید به عقیده او احترام بگذاریم و ممانعتی برای او در پرستش بت ایجاد نکنیم بلکه باید کاری کنیم که عقل و فکر او را از اسارت این عقیده آزاد کنیم. و به عقیده ی او از نظر اسلام این آزادی باعث به جها لنداختن انسان ها می شود نه خدمت به آزادی.(8) ولیکن به نظر شخصی بنده این موضوع به طور مطلق درست نیز زیرا چه کسی می تواند معیار مشخصی ارائه دهد که همگان آن را قبول داشته باشند و با توجه به ان معیار برخی اعتقادات را صحیح بداند و برخی اعتقادات را غلط. اگرچه آزادی عقیده محض می تواند منجر به اتفاقات فاجعه باری شود مانند عقیده ی افرادی که عملیات انتحاری انجام می دهند و باعث کشته شدن صدها انسان بی گناه می شوند اما باز هم نمی توان به صرف داشتن عقیده ای تا آن عقیده به مرحله عمل و ترویج نرسیده عکس العملی نشان داد. مانند انانی که در اوایل انقلاب افراد را به صرف مسلمان نبودن و یا عدم اجرای مراسم دینی نماز خواندن اعدام می نمودند. در نتیجه می توان گفت می توان از راه فرهنگ سازی، آموزش و پرورش درست و سالم در ترویج عقاید و تفکرات سالم کوشید اما با این حال می توان هیچ کس را به صرف داشتن عقیده ای مجازات کرد مگر آنکه ان عقیده در حال عملی شدن یا در حال نشر و ترویج باشد و این موضع امنیت جامعه (نه طبقه ی حاکم) را به خطر اندازد.
همچنین در مورد محدوده و گستره ی آزادی عقیده و اندیشه به نظر بنده از انجایی که مفهوم و تعریف اندیشه گسترده تر از عقیده است می توان گفت آزادی اندیشه محدوده ی بازتر و گسترده تری نسبت به آزادی عقیده دارد و اگر صرفا به آزادی عقیده توجه کنیم به نوعی آزادی اندیشه را محدود ساختیم زیرا دیگر ابعاد آزادی فکر و اندیشه را در نظر نگرفتیم به عنوان نمونه آزادی سیاسی می تواند از زیر مجموعه های دیگر آزادی اندیشه باشد. البته این بدین منظور است که به نظر بنده آزادی عقیده بیشتر جنبه ی دینی و مذهبی و باورهای قلبی انسان را در بر می گیرد و سایر جنبه های آزادی مانند آزادی سیاسی مرتبط با آزادی فکر و اندیشه است تا آزادی عقیده  به باورهای بسیار قلبی و شخصی انسان توجه دارد اما آزادی فکر می تواند لایه ای بالاتر از آن باشد که اندیشه ها و تفکراتی در مورد سیاست، اخلاقیات، اقتصاد و بسیاری مسائل از این قبیل را در بر گیرد که تاثیرات مستقیم و موثری در جوامع خواهد داشت. و همانطور که در ابتدا گفته شد در آزاد اندیشی فکر به هیچ کونه تفکرات مذهبی و دینی محدود نمی شود و منش های منطقی و علمی در اولویت قرار دارند و این موضوع از منظر بسیاری از علمای دینی پذیرفته نمی باشد. اما در آزادی عقیده به عقیده ی بسیاری پایه و ریشه ی عقیده ی مطرح شده باید درست باشد که این موضوع مشخصل محدوده ی ازادی را محدود می سازد.
علاوه بر مطالب فوق نکته ای که جا دارد در انتها به آن اشاره شود آن است که آزادی عقیده و آزادی اندیشه ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند و در بعضی تعاریف حتی گاها مترادف فرض می شوند و مشخصا هم راستا و موازی هستند و البته هر دو با آزادی بیان نیز ارتباط بسیار نزدیکی دارند زیرا به عقیده ی بسیاری صرف آزاد داشتن عقیده بدون آنکه انتشار و بیان آن آزاد باشد باعث می شود گستره  آزادی افراد محدود می کند.

نوشته: ایران روشن

منابع:
1.منوچهر طباطبایی موتمنی، آزادی های عمومی و حقوق بشر، انتشارات دانشگاه تهران، 1382 ، ص 82
2.منوچهر طباطبایی موتمنی، حقوق اساسی، بنیاد حقوقی میزان،1390،ص217
3. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF
4.
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=42298
5.
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36153
6.
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=706750
7. منوچهر طباطبایی موتمنی، آزادی های عمومی و حقوق بشر، انتشارات دانشگاه تهران، 1382 ، ص 87
8.
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%D8%B1%D9%82+%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C+%D8%B9%D9%82%DB%8C%D8%AF%D9%87&SSOReturnPage=Check&Rand=0
9.
http://www.ensani.ir/fa/content/91906/default.aspx

 

 

Related posts